چرا مدیریت نمی‌تواند همه چیز را پوشش دهد؟ مدیریت واقعاً مؤثر فقط همین یک کار را انجام می‌دهد!

چرا مدیریت نمی‌تواند همه چیز را پوشش دهد؟ چون این یک بازی سرمایه‌گذاری حساب‌شده است

آیا تا به حال این توهم را داشته‌اید: یک رئیس خوب باید همه چیز را به وضوح ترتیب دهد، و اگر کارمندان خوب عمل نمی‌کنند، به این معنی است که مدیریت درست کار نمی‌کند.

اما راستش را بخواهید -مدیریت یک مسابقه‌ی دو امدادی برای «رسیدگی به تک تک جزئیات» نیست، بلکه قماری روی «بازده» است.

هر اقدام مدیریتی مانند یک شرط بندی است. اگر حرکت درست را انجام دهید، عملکردتان اوج خواهد گرفت؛ اگر حرکت اشتباهی انجام دهید، نه تنها کارتان بیهوده خواهد بود، بلکه ممکن است حمایت مردم را نیز از دست بدهید.

پس، بگذارید رک و پوست‌کنده بگویم:مدیریت ربطی به انصاف یا جامعیت ندارد، بلکه به بازگشت سرمایه (ROI) مربوط می‌شود!

منظور از «پوشش همه جوانب» چیست؟ در واقع، این گران‌ترین تله مدیریتی است.

در ظاهر، آیا «پوشش همه جوانب» خیلی مسئولانه به نظر نمی‌رسد؟ به نظر می‌رسد فقط کسانی که همه چیز را، چه بزرگ و چه کوچک، مرتب می‌کنند، می‌توانند مدیر خوبی باشند.

اما پشت آن چیست؟ تا حالا حساب و کتاب کردی؟

اگر می‌خواهید کارمندان را به انجام کاری تشویق کنید، آیا باید به آنها پاداش بدهید؟

اگر می‌خواهید فرآیند را استاندارد کنید، آیا لازم است افرادی را برای آموزش استخدام کنید؟

اگر می‌خواهید رضایت مشتری را بهبود بخشید، آیا به افراد بیشتری برای نظارت بر خدمات در محل نیاز دارید؟

پشت هر «کمی بیشتر» که انجام می‌دهید، هزینه‌ای وجود دارد.

اما منابع شرکت محدود است.

اگر منابع را به طور مساوی پخش کنید، نتیجه این خواهد بود -هیچ‌کس کاری از پیش نبرد، اما همه خیلی سخت کار کردند.

آیا آشنا به نظر می‌رسد؟

«رسیدگی به همه چیز» نه به کارایی، بلکه به خستگی منجر می‌شود

ما نه سوپرمن هستیم و نه نیکوکار.

برای بقای یک شرکت، سود مهم است، نه احساسات.

بسیاری از رئیسان معمولاً فکر می‌کنند «من باید از این و آن مراقبت کنم»، اما نتیجه اغلب این است:

همه مشغول دویدن هستند، اما هیچ کس واقعاً روی نکات کلیدی پافشاری نمی‌کند.

و آن دسته از اقداماتی که می‌توانند نتایج واقعی به همراه داشته باشند، در انبوهی از جزئیات بی‌اهمیت دفن شده‌اند.

در این زمان، مدیریت شما استراتژی نیست، بلکه «کار روزانه یک آتش نشان» است.

شما سرتان شلوغ است، اما شرکت درجا می‌زند یا حتی رو به قهقرا می‌رود.

چرا مدیریت نمی‌تواند همه چیز را پوشش دهد؟ مدیریت واقعاً مؤثر فقط همین یک کار را انجام می‌دهد!

مدیریت یک بازی بازگشت سرمایه است، نه یک بازی احساسی

این یک واقعیت تلخ است:

نیازی نیست که به کارمندان «توجه» شود و شرکت‌ها نیازی به «جامع بودن» ندارند. شما فقط باید اقداماتی را پیدا کنید که بیشترین ارزش سرمایه‌گذاری را دارند.

نظریه مدیریت خوب ساده است -هر اقدام مدیریتی باید بیش از سه برابر بازده داشته باشد تا ارزش اجرا داشته باشد.

کمتر از سه بار؟ هنوز حرکت نکن.

چرا؟

زیرا منابع کمیاب و زمان حتی محدودتر است.

اگر عملی نتواند بازده سه‌گانه ایجاد کند، پس اصلاً ارزش «فکر کردن» شما را ندارد.

مدیریت، در تحلیل نهایی، عبارت است ازاهرمبازی‌ها:

اقدامات کوچک می‌توانند سودهای کلانی ایجاد کنند، این همان چیزی است که مدیریت خوب نامیده می‌شود.

برای مثال: آیا آموزش یک فروشنده ارزشش را دارد؟

عملکرد فروش متوسط ​​است.

شما قصد دارید با سرمایه‌گذاری ۵۰۰۰ یوان، آموزش‌های ویژه‌ای به او ارائه دهید.

چگونه تصمیم می‌گیرید که آیا این سرمایه‌گذاری ارزشمند است یا خیر؟

تنها یک پاسخ وجود دارد:آیا این فروش می‌تواند در سه ماه آینده بیش از ۱۵۰۰۰ دلار سود اضافی به همراه داشته باشد؟

اگر می‌توانی، انجامش بده.

اگر این کار جواب نداد، حتی اگر هر روز به روشنی آفتاب به تو لبخند بزند، می‌توانی فعلاً آن را نادیده بگیری.

کمی تلخ به نظر می‌رسد؟

اما مدیریت با احساسات سروکار ندارد.این یک بازی اعداد سرد و سخت است.

انبوهی از «گنجینه‌های» بازگشت سه‌گانه در شرکت پنهان شده است، اما شما نمی‌توانید آن را ببینید.

مشکل بزرگتر این است که شما بازگشت سرمایه بالایی نمی‌خواهید، اما نمی‌خواهیدوقت نیست که دنبال چیزهای با بازگشت سرمایه بالا بگردیم.

چرا؟

چون هر روز انواع و اقسام چیزهای کوچکِ «باید به آنها رسیدگی کرد» شما را به این طرف و آن طرف می‌کشاند.

مشتری شکایت می‌کند، شما عذرخواهی می‌کنید.

روند کار گیر کرده و شما برای هماهنگی می‌روید.

اگر کارمندی دیر کرد، بروید و با او صحبت کنید.

تو مثل فرفره‌ای هستی که بی‌وقفه می‌چرخد.

اما لطفا بپرسید:

آیا این چیزها واقعاً می‌توانند بازده سه‌گانه برای شما به ارمغان بیاورند؟

اگر نه، چرا این کار را می‌کنید؟

مثل این است که برای پیدا کردن طلا بیرون بروید اما هر روز سنگ جابجا کنید.

البته طلا وجود دارد، اما شما دست‌هایی برای استخراج آن ندارید.

اقدامات با بازگشت سرمایه بالا را پیدا کنید

برخی دیگر فقط به شما یاد می‌دهند که چگونه سیستم بنویسید، چگونه ارزیابی‌ها را طراحی کنید و چگونه کارایی ارتباطات را بهبود بخشید.

همه اینها خیلی «حرفه‌ای» به نظر می‌رسد، اما بعد از اجرا چه اتفاقی می‌افتد؟

اغلب در پاورپوینت به انبوهی از توهمات تبدیل می‌شود.

مدیریت خوب یعنی اینشناسایی، غربالگری و اجرای اقدامات مدیریتی که می‌توانند بیش از سه برابر بازده را به همراه داشته باشند.

لازم نیست یک مدیر «کامل» باشید.

شما فقط باید یاد بگیرید که "اهرم‌های کلیدی را بگیرید".

کمتر کار کن و بیشتر پول در بیار.

این پاسخ نهایی به مدیریت مدرن است.

جوهره مدیریت هرگز «بیشتر انجام دادن» نیست، بلکه «درست انجام دادن» است.

در زمان ما، کمبود سیستم یا روش وجود ندارد.

چیزی که کم است——جهشی در تفکر.

وقتی شروع به استفاده از بازگشت سرمایه (ROI) برای قضاوت در مورد هر تصمیمی می‌کنید،

وقتی عادت دارید به هر عملی با رویکردی «نتیجه‌گرا» نگاه کنید،

متوجه خواهید شد که اصلاً نیازی نیست «همه چیز را فراهم کنید».

فقط باید به میخِ آخرِ کار کوبید.

هنگام مدیریت، یک ابرقهرمان تمام‌عیار نباشید، یک تک‌تیرانداز دقیق باشید

به عنوان یک مدیر، من به دنبال راضی نگه داشتن همه یا حل هر مشکلی نیستم.

من فقط روی یک چیز تمرکز می‌کنم:

تلاش را به حداقل برسانید و بهترین نتایج را خلق کنید.

این هستعلم، بلکه هنر نیز هست.

مدیریت شغل «مراقبت از افراد» نیست؛ابزارهایی برای تقویت نتایج.

هر منبعی باید مانند یک موشک به هدف اصابت کند.

همانطور که پیتر دراکر گفته است: «کارایی، انجام کار درست است و اثربخشی، تمام معنای مدیریت است.»

خلاصه

  • مدیریت همه چیز نیست، بلکه سرمایه‌گذاری اکچوئری است
  • هر عملی باید بیش از سه برابر بازدهی داشته باشد تا ارزش انجام دادن داشته باشد.
  • منابع محدود هستند، آنها را صرف چیزهای کوچک با بازده کم نکنید
  • آن دسته از اقدامات با اهرم بالا را پیدا کنید که می‌توانند کل سود شرکت را افزایش دهند.
  • هدف نهایی مدیریت، انجام کار کمتر اما کسب درآمد بیشتر است.

از اینکه در شرکت نقش «آدم خوب» یا «آتش‌نشان» را بازی کنید، دست بردارید.

همین حالا شروع کنید باتفکر بازگشت سرمایه، منطق مدیریت شما را بازسازی می‌کند.

در مورد کمیت سوال نکنید، بلکه در مورد دقت سوال کنید.

این نقطه شروع پیروزی است.

وبلاگ امید چن ویلیانگ ( https://www.chenweiliang.com/ ) به اشتراک گذاشت «چرا مدیریت نمی‌تواند همه چیز را پوشش دهد؟ مدیریت واقعاً مؤثر فقط همین یک کار را انجام می‌دهد!»، ممکن است برای شما مفید باشد.

به اشتراک گذاری لینک این مقاله خوش آمدید:https://www.chenweiliang.com/cwl-32855.html

برای کشف ترفندهای مخفی بیشتر🔑، به کانال تلگرام ما بپیوندید!

اگر دوست داشتید به اشتراک بگذارید و لایک کنید! اشتراک گذاری ها و لایک های شما انگیزه ادامه دار ماست!

 

发表 评论

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. از زمینه های مورد نیاز استفاده می شود * 标注

رفته به بالا