فهرست مقاله
- 1 به دست آوردن قلب یک کودک، بردن کیف پول یک خانواده است.
- 2 ماهیگیری در برکه: این راز ترافیک بالا است
- 3 آیا ارزش دارد که ماهی را با لبخند عوض کنیم؟
- 4 چرا بازار کودکان یک «فرصت پایدار برای پولسازی» است؟
- 5 تبلیغات رستوران برای کودکان ۱۰۰ برابر موثرتر از تبلیغات برای زوجها است
- 6 کودکان «بادنمای» کسب و کار مدرن هستند
- 7 آینده کسب و کار، «اقتصاد تجربه کودکان» است
- 8 نتیجهگیری: کودکان موتور محرک کسبوکار هستند، نه نقش پشتیبان
- 9 خلاصه نهایی
کسی که کودکان را برنده میشود، دنیا را برنده میشود: جوهره همه تجارتها در خنده «نوزادان» نهفته است.
گاهی اوقات، جوهره تجارت در سود نیست، بلکه در خنده کودکان است.
اخیراً دوستم سه کوچولویش را به یک پارک موجسواری مصنوعی در فضای باز آورد. راستش را بخواهید، من بزرگسالان زیادی را در حال موجسواری ندیدم. همه جا پر از بچهها بود که مثل موتورهای کوچک کوک شده میدویدند و بالا و پایین میپریدند.
سه بچه از خانواده دوستم بیش از یک ساعت در آب دویدند، صورتهایشان قرمز و گردنهایشان کلفت شده بود، و از آمدن به ساحل خودداری میکردند.
دوستم کنارم ایستاده بود، مثل یک محافظ با چتر آفتابی، رفت و آمد مردم را تماشا میکرد، ذهنش پر از ایدههای تجاری بود.
به دست آوردن قلب یک کودک، بردن کیف پول یک خانواده است.

میدونی؟
برای آن دسته از پارکهای تفریحی، رستورانها و جاذبههای گردشگری که میتوانند باعث شوند کودکان فریاد «وای» سر دهند و از رفتن امتناع کنند، والدین اساساً داوطلبانه کیف پول خود را باز میکنند.
اغراق نیست، عین حقیقت است.
بچهها مثل «فرمانده کل» خانواده هستند. هر جا که اشاره کنند، والدین مجبورند از آنها پیروی کنند و کاری را که دوست دارند انجام دهند.
مخصوصاً در تابستان، وقتی هوا به گرمی یک وُک (ظرف مخصوص پخت و پز) است، اگر بچهها داخل آب نپرند، مؤدبانه تلقی میشود.
در این زمان، تا زمانی که جرات امتحان کردن چیز جدیدی را داشته باشید، والدین واقعاً برای پول دادن به شما صف میکشند.
ماهیگیری در برکه: این راز ترافیک بالا است
به نظر شما موجسواری مصنوعی به اندازه کافی هیجانانگیز است؟
دلیلش این است که شما هنوز «حوضچهی صید ماهی دیوانه» را ندیدهاید.
دهها ماهی خستگیناپذیر شنا میکردند، اما سرنوشتشان این بود که جایی برای فرار نداشته باشند.
چرا؟ چون استخر بزرگ نیست، اما بچههای زیادی هستند، مثل یک گروه شکارچی کوچک که دور استخر شیرجه میزنند، صحنه کاملاً پر شده است.
روی صورت بچهای که ماهی را گرفته بود، نوشته شده بود: «من قهرمان هستم».
آنهایی که ماهی نگرفته بودند هم از هیجان، شجاعتر و شجاعتر شدند.
آیا میدانید این تجربه چقدر جادویی است؟ خیلی بهتر از آن روشهای «بودایی» برای ماهیگیری یا گرفتن ماهی است.
آیا ارزش دارد که ماهی را با لبخند عوض کنیم؟
ماهیهایی که میگیریم را والدینمان میتوانند به خانه بیاورند و بپزند، و طعم آن عطر «پربارتری» خواهد داشت.
برای متصدیان، صید دهها ماهی در روز تنها چند صد یوان هزینه دارد، اما در عوض، آنها از صدها خانواده بازدیدکننده و اعتبار خوبی کسب میکنند.
این «اقتصاد کودک» واقعی است:
از یک ماهی برای صید کل بازار استفاده کنید.
چرا بازار کودکان یک «فرصت پایدار برای پولسازی» است؟
زوجها؟ اوه، آنها «کاربران فلش» هستند.
من امروز در رستوران شما غذا میخورم و فردا به رستوران تازه افتتاح شدهی شخص دیگری سر میزنم. نرخ خرید مجدد به طرز مسخرهای پایین است.
اما والدین اینطور نیستند.
والدین به دنبال «ایمنی، آرامش خاطر و بچهها عاشق رفتن» هستند.
فکر میکنید هیچ پدر و مادری که فرزندی دارد، میگوید: «ما اینجا خیلی آشنا هستیم، برویم یکی دیگر»؟
برعکس، آنها امیدوارند که این مکان هر بار که فرزندانشان از آن بازدید میکنند، انتظارات آنها را برآورده کند.
بنابراین، وقتی بچهها شیفتهی آن شوند، والدین هم طبیعتاً به طرفداران وفادار تبدیل میشوند و نرخ خرید مجدد سر به فلک خواهد کشید.
تبلیغات رستوران برای کودکان ۱۰۰ برابر موثرتر از تبلیغات برای زوجها است
چرا بسیاری از رستورانهای مراکز خرید اکنون شروع به ارائه وعدههای غذایی کودکان و فضاهای مخصوص کودکان کردهاند؟
زیرا تاجران باهوش همه یک چیز را درک میکنند:
زوجها مثل ترافیک هستند، بچهها مثل چسبندگی.
یک زوج ممکن است حداکثر یک بار آن را بخورند، اما یک کودک ممکن است تمام خانواده را ده بار به خوردن آن بکشاند.
اگر به بچهها دلیل بدهید، خودشان به «تابلوهای تبلیغاتی» کوچک تبدیل میشوند.
تصور کنید کودکی در مهدکودک بگوید: «دیروز ماهی گرفتم و غذای بچهگانه خوردم. خیلی خوشمزه بود!»
این روش مؤثرتر از صرف ۱۰،۰۰۰ یوان برای خرید یک تبلیغ در WeChat Moments است.
کودکان «بادنمای» کسب و کار مدرن هستند
آیا میخواهید درآمد پایدار داشته باشید؟
سپس باید حواستان به حس شوخ طبعی کودک باشد.
آیا نرخ بازخرید بالایی میخواهید؟
سپس باید «مکانیسم اعتیاد» کودکان را مطالعه کنید.
چه بازی در آب باشد، چه ماهیگیری، چه غذای کودکان، پارکهای والدین و کودک، در اصل، همه آنها یک چیز را میگویند:
کسی که قلب کودکان را تسخیر کند، دنیا را فتح خواهد کرد.
امروزه، هنوز هم افراد زیادی به دنبال زوجهایی هستند که «دسر فروشی» یا «فروشگاههای چای شیر سلبریتیهای اینترنتی» باز کنند، اما این فروشگاهها بعد از چند ماه دلسرد میشوند.
کسانی که واقعاً پول درمیآورند، تاجرانی هستند که میدانند چگونه «بچهها را اسیر کنند».
آینده کسب و کار، «اقتصاد تجربه کودکان» است
اگر هنوز به این فکر میکنید که چگونه با تخفیف، بزرگسالان را جذب کنید، پس شکست خوردهاید.
فرصت واقعی در این است که چگونه کاری کنید بچهها خوش بگذرانند، خوب غذا بخورند و وقتی به خانه میروند دلشان برای شما تنگ شود.
از «تجربه» برای قفل کردن قلب کودک استفاده کنید،
از «تبلیغات دهان به دهان» برای قفل کردن پول والدین استفاده کنید،
این قانون اصلی کسب و کار در این مرحله است.
با شروع از «اقتصاد کودکدوست» و به تدریج ایجاد یک حلقه بسته اکولوژیکی از سناریوهای مصرف، متوجه خواهید شد که ترافیک به طور طبیعی ایجاد میشود و سود به طور طبیعی به دست میآید.
نتیجهگیری: کودکان موتور محرک کسبوکار هستند، نه نقش پشتیبان
در این دوران، قدرتمندترین موتور خرید نه والدین طبقه متوسط و نه «نسل Z» که شیفته ظاهر خود هستند، بلکه «بچههای بیعرضه» هستند که مورد غفلت قرار گرفتهاند.
آنها دامنه توجه طبیعی، جذابیت قوی و - قدرت خرید همکاری کامل والدینشان - را دارند.
اگر آنها را تصرف کنید، کانال مصرف کل زنجیره خانواده را تصرف خواهید کرد.
در عصر کمبود توجه، تنها برندهایی که میتوانند کودکان را به جیغ زدن وادارند، میتوانند واقعاً در بازار طنینانداز شوند.
کسبوکارهای پرفروش آینده به ترافیک متکی نخواهند بود، بلکه به «چسبندگی» متکی خواهند بود.
خلاصه نهایی
- موجسواری، ماهیگیری و سایر فعالیتهای کودکانه در تابستان محبوب هستندزه کشیسلاح تیز
- تسخیر قلب کودکان، کلید غلبه بر مصرفگرایی خانواده است
- تجربه ماهیگیری در استخر از فعالیتهای سنتی والدین و فرزندان شدیدتر است.
- بسته کودکان + تجربه والدین و کودک برای افزایش نرخ خرید مجدد و اعتبار
- زوجها وفاداری ندارند، اما والدین وابستگی شدیدی دارند
- تکرار پروژههای موفق کودکان در شهرهای دیگر، دریچهای از فرصت است
خب، آمادهاید؟ برای استارتاپ بعدیتان، آن بچههایی را که موهایشان را با گیره مو بستهاند، بستنی در دست دارند و فریاد میزنند «میخواهم دوباره بازی کنم!» هدف قرار دهید. آنها کاربران واقعی موقعیت C شما هستند!
وبلاگ امید چن ویلیانگ ( https://www.chenweiliang.com/ ) به اشتراک گذاشت «چه پروژههایی در حوزه کودکان میتوانند پولساز باشند؟ بعد از خواندن این مطلب، دلتان میخواهد فوراً شروع به کار کنید!» که برای شما مفید است.
به اشتراک گذاری لینک این مقاله خوش آمدید:https://www.chenweiliang.com/cwl-33065.html
برای کشف ترفندهای مخفی بیشتر🔑، به کانال تلگرام ما بپیوندید!
اگر دوست داشتید به اشتراک بگذارید و لایک کنید! اشتراک گذاری ها و لایک های شما انگیزه ادامه دار ماست!