فهرست مقاله
- 1 مرحله ۱: مهارتی را بیاموزید که با زمان سازگار باشد
- 2 مرحله ۲: از مهارتهای خود برای کار کردن و جمعآوری تجربه و منابع استفاده کنید
- 3 مرحله ۳: به سطح یک متخصص مبتدی برسید و معاون رئیس شوید
- 4 چرا این سه مرحله از کار کردن به تنهایی قابل اعتمادتر هستند؟
- 5 نتیجهگیری: راه واقعاً هوشمندانه برای شروع یک کسب و کار این است که به دیگران اجازه دهید راه را برای شما هموار کنند.
- 6 خلاصه نهایی
مطمئنترین راه برای شروع یک کسب و کار توسط افراد عادی: معاون رئیس بودن ده برابر سودآورتر از کار انفرادی است!
بگذارید رک و پوستکنده بگویم: برای اکثر افراد عادی که کسبوکاری راهاندازی میکنند و به تنهایی کار میکنند، نتیجه نهایی اساساً از دست دادن همه چیز است.
بسیاری از مردم رویای رئیس خود شدن را در سر میپرورانند و در مورد ثروتمند شدن یک شبه خیالپردازی میکنند.
اما واقعیت اغلب این است - زنجیره سرمایه شکسته، از دست دادن مشتریان و انحلال تیم.
نتیجه؟ رویای رئیس بر باد رفت، و او حتی یک شغل جانبی ثابت هم نداشت.
بنابراین، اگر افراد عادی واقعاً قصد راه اندازی کسب و کار را دارند، بهتر است مسیر هوشمندانه تری را در پیش بگیرند.
این مسیر چیزی نیست که بتوانید کورکورانه آن را طی کنید، بلکه به سه مرحله با منطق روشن و خطرات قابل کنترل تقسیم شده است.

مرحله ۱: مهارتی را بیاموزید که با زمان سازگار باشد
اگر میخواهید کسب و کاری راه بیندازید اما مهارتهای واقعی ندارید، مثل این است که دست خالی وارد میدان نبرد شوید و منتظر شکست باشید.
میبینید، این روزها زمانه خیلی سریع تغییر میکند.
AI، کلان داده، انرژیهای نو،خود رسانه... فرصتها همه جا هستند.
اما فرصتها فقط به سراغ کسانی میروند که میدانند چگونه از ابزارها استفاده کنند و خود را با شرایط وفق دهند.
برای مثال، شخصی تدوین ویدیو را یاد گرفت و شروع به کمک به دیگران برای ساخت کلیپهای ویدیویی کوتاه کرد. بعدها، او استودیوی خودش را تأسیس کرد و سالانه صدها هزار دلار سود به دست آورد.
بعضی افراد برنامهنویسی یاد گرفتند و برای کسب درآمد شروع به کدنویسی کردند. بعدها، سفارشهای برونسپاری را پذیرفتند و درآمد ماهانهای بسیار بیشتر از حقوق اداری خود کسب کردند.
این قدرت مهارت است. این چیپ است که به شما اجازه میدهد پشت میز بایستید. بدون چیپ، شما به هیچ وجه واجد شرایط شرکت در بازی نیستید.
سوال این است که چه مهارتهایی را باید یاد بگیریم؟
答案其实很简单:مهارتهایی را یاد بگیرید که مطابق با روندهای روز باشند و بتوانند پولساز باشند، نه سرگرمیهایی که به آنها علاقه دارید اما بازاری برای آنها وجود ندارد.
میخواهی با نوشتن شعر پول دربیاوری؟ سخت است.
میخواهید با برنامههای هوش مصنوعی درآمد کسب کنید؟ سریع. این تفاوت است.
مرحله ۲: از مهارتهای خود برای کار کردن و جمعآوری تجربه و منابع استفاده کنید
پس از یادگیری مهارتها، بسیاری از افراد مشتاق راهاندازی یک شرکت هستند.
نتیجه؟ نه مشتری، نه تجربه، نه منابع و هیچ چیز دیگری باقی نماند. تمام پساندازم سوخت و من را در مخمصه انداخت.
رویکرد درست این است: اول سر کار بروید و با شرکت به عنوان یک «اردوی آموزشی با حقوق» رفتار کنید.
در این شرکت، شما نه تنها میتوانید حقوق دریافت کنید، بلکه میتوانید مهارتها را نیز یاد بگیرید، قوانین صنعت را رعایت کنید و ارتباطات شخصی برقرار کنید.
مهمترین چیز این است که بتوانید تصویر کلی از عملیات شرکت را ببینید. این میتواند شما را از دامهای بیشماری در مقایسه با گشتن کورکورانه و بیهدف نجات دهد.
برای مثال، انجام دهیدتجارت الکترونیکیاگر در این زمینه تازهکار هستید، ابتدا در یک فروشگاه قدیمی کار کنید.
منطق ترافیک را از عملیات، طراحی تبدیل را از طراحان هنری و روانشناسی کاربر را از خدمات مشتری بیاموزید. وقتی خودتان شروع به انجام این کار کنید، از انحرافات جلوگیری کرده و میزان موفقیت خود را دو برابر خواهید کرد.
شما خواهید یافت:کار کردن اتلاف وقت نیست، بلکه راهی کمخطر برای انباشت انرژی است.
اگر از این مرحله صرف نظر کنید، به احتمال زیاد مجبور به پرداخت "شهریه" خواهید شد و این شهریه بسیار گران خواهد بود.
مرحله ۳: به سطح یک متخصص مبتدی برسید و معاون رئیس شوید
در این مرحله، شما از قبل مهارتهای اولیه و تجربه صنعتی دارید.
اما بسیاری از مردم هنوز میخواهند تنها کار کنند و در نتیجه، همچنان با مرگ روبرو هستند.
در واقع، یک انتخاب هوشمندانهتر هم وجود دارد: یک رئیس قابل اعتماد پیدا کنید، به او بچسبید و معاون رئیس جمهور شوید.
چرا این را میگویم؟ چون سهامدار یا معاون رئیس بودن نه تنها به شما این امکان را میدهد که در سود سهیم باشید، بلکه به شما این امکان را میدهد که از منابع و پلتفرمهای دیگران نیز استفاده کنید.
لازم نیست همه خطرات یا همه فشارها را تحمل کنید.
اگر شرکت شکست بخورد، میتوانید آن را تغییر دهید. رئیس کسی است که از همه خستهتر است.
در موردش فکر کنید، آن معاونان رئیس جمهوری که سالی یک میلیون دلار درآمد دارند، ده برابر فشار کمتری نسبت به رئیس خود دارند.
اگر شرکت سود داشته باشد، او سهمی از سود سهام را دریافت میکند؛ اگر شرکت ضرر کند، او به راحتی کنار میکشد.
به عبارت ساده، روسا همگی برای معاون رئیس جمهور «کار» میکنند.
بسیاری از مردم فکر میکنند که معاون رئیس جمهور به اندازه «بنیانگذار» باشکوه به نظر نمیرسد و ابهت چندانی ندارد.
اما واقعیت این است که معاونان رئیس جمهور درآمد بالا، ثبات قوی و فضای کافی برای تغییر شغل دارند.
این مسیر کارآفرینی بهینه برای افراد عادی است.
چرا این سه مرحله از کار کردن به تنهایی قابل اعتمادتر هستند؟
خلاصه مختصر:
- مهارت، برگ برنده شماستبدون مهارت، شروع یک کسب و کار فقط یک رویا است.
- کار کردن یعنی آموزشاستفاده از پلتفرمهای دیگران برای اشتباه کردن، بسیار مقرونبهصرفهتر از هدر دادن پول خودتان است.
- معاون رئیس جمهور یک میانبر استاز خطرناکترین گودال کارآفرینی عبور کنید و بر شانههای غولها بایستید.
با برداشتن این سه گام، میزان موفقیت شما دهها برابر بیشتر از زمانی خواهد بود که کورکورانه و به تنهایی عمل کنید. به بیان ساده، میتوانید از خرد خود برای دور زدن آنچه دیگران جان خود را به خطر میاندازند، استفاده کنید.
نتیجهگیری: راه واقعاً هوشمندانه برای شروع یک کسب و کار این است که به دیگران اجازه دهید راه را برای شما هموار کنند.
در این دوره، تنها کار کردن دیگر منسوخ شده است. بزرگترین ترس انسانهای عادی، دست بالا گرفتن خودش و دست کم گرفتن ریسکهاست. کارآفرینی یک ماجراجویی رمانتیک نیست، بلکه نبردی از منابع، خرد و استقامت است.
بنابراین، من همیشه معتقد بودهام که سمت معاون رئیس جمهور، دوران طلایی برای کارآفرینان عادی است. این سمت به شما امکان میدهد در عین حال که از بیشتر مشکلات اجتناب میکنید، در ثمرات موفقیت نیز سهیم باشید. این یک انتخاب استراتژیک است.
در اصطلاح آکادمیک، به این میگویند «نقطه تعادل بین به حداقل رساندن ریسک و به حداکثر رساندن بازده». به زبان ساده، یعنی:معاون رئیس جمهور بودن خیلی بهتر از این است که خودت این کار را انجام دهی.
خلاصه نهایی
- قبل از شروع یک کسب و کار، ابتدا باید مهارتی را بیاموزید که با زمانه سازگار باشد.
- از مهارتهایتان برای کار کردن و جمعآوری تجربه، ارتباطات و منابع استفاده کنید.
- پس از اینکه تجربه کافی برای تبدیل شدن به یک استعداد سطح مبتدی را کسب کردید، میتوانید به عنوان معاون رئیس جمهور کار کنید که بازده بالا و ریسک پایینی را ارائه میدهد.
- میزان موفقیت کار انفرادی بسیار پایین است، در حالی که مسیر معاونت رئیس جمهور پایدارتر و سودآورتر است.
اگر در مورد شروع یک کسب و کار جدی هستید، لحظهای درنگ کنید و فکر کنید: در حال حاضر در کجای این سهگانه قرار دارید؟ آیا هنوز در حال یادگیری مهارتهای جدید هستید، یا به صورت پاره وقت برای تقویت مهارتهای خود کار میکنید؟ یا به دنبال شریک مناسب هستید؟
فقط وقتی بفهمید کجا هستید، میتوانید بدانید که قدم بعدیتان چیست.
شروع یک کسب و کار بیملاحظه نیست، بلکه یک انتخاب است.
و مسیر معاون رئیس جمهور ممکن است میانبر شما به آینده باشد.
وبلاگ امید چن ویلیانگ ( https://www.chenweiliang.com/ ) مطلبی با عنوان «بهترین مسیر کارآفرینی برای افراد عادی چیست؟ کشف مسیرها و روشهایی برای افراد عادی جهت تغییر کسب و کارشان!» را به اشتراک گذاشت که ممکن است برای شما مفید باشد.
به اشتراک گذاری لینک این مقاله خوش آمدید:https://www.chenweiliang.com/cwl-33257.html
برای کشف ترفندهای مخفی بیشتر🔑، به کانال تلگرام ما بپیوندید!
اگر دوست داشتید به اشتراک بگذارید و لایک کنید! اشتراک گذاری ها و لایک های شما انگیزه ادامه دار ماست!