فهرست مقاله
- 1 نوع نمایش محصول: برجسته کردن مستقیم نکات فروش به چشم مخاطب.
- 2 نوع ارزیابی عملکردی: استفاده از حقایق برای رفع تردیدهای مصرفکنندگان.
- 3 داستانمحور: خالی کردن بیسروصدای کیف پولتان در میان فراز و نشیبهای احساسی.
- 4 رویکرد آموزشی/آموزشی: سادهسازی پیچیدگی، قدرتمندترین راه برای افزایش فروش است.
- 5 تقسیمبندی پخش زنده: استفاده از شانههای غولها برای تکمیل آخرین مرحله
- 6 تجربه جعبهگشایی: ساختن قلعهای از اعتماد با کنجکاوی و اصالت
- 7 نتیجه
در این دوران که ترافیک حرف اول را میزند، اگر هنوز به دنبال آن اعداد «تحسینشده اما ناموفق از نظر تجاری» بالای ۱۰،۰۰۰ لایک هستید، ممکن است خیلی با ورشکستگی فاصله نداشته باشید.
بسیاری از مردم بر این باورند که مشهور شدن از طریق یک ویدیو آنها را ثروتمند میکند، اما این در واقع بزرگترین دام منطقی در دوران ویدیوهای کوتاه است.
یکی از دوستانش برای شرکتش جایزه خلاقیت تعیین کرد و بخش پشتیبانی پر از نظرات کاربران اینترنتی شد.
همه فوقالعاده بااستعداد بودند؛ بعضیها دهها استوریبورد نفیس کشیدند، در حالی که بعضی دیگر صحنههای خندهدار و بامزهای فیلمبرداری کردند.
با نگاه به این آثار ارسالی، در حالی که آه میکشیدم، شستم را بالا بردم.
زیرا به عنوان محتوا، آنها محبوب میشوند.
اما به عنوان یک کسب و کار، آنها واقعاً نمیتوانند حتی یک قلم کالا هم بفروشند.
حتی بعضی از کارمندان یک عکس خنده دار فرستادند و درخواست انعام کردند، اما من مستقیماً به آنها گفتم که این کار خلاقانه نیست.
چگونه میتوان یک تصویر واحد را به عنوان یک محصول خلاقانه برای فروش در نظر گرفت؟
چیزی که ما نیاز داریم یک داستان کامل است که بتواند محصول را در قلب مصرفکننده جای دهد.
تقصیر من هم هست که قبلاً واضح توضیح ندادم.تجارت الکترونیکیدیانای شرکت ما حکم میکند که فقط یک معیار برای ارزیابی «خلاقیت» داشته باشیم: نرخ تبدیل.
ویدیوهایی که میتوانند محصولات را بفروشند و ویدیوهایی که صرفاً برای سرگرمی هستند، اساساً دو چیز کاملاً متفاوت هستند.
شاید ویدیوهایی را دیده باشید که فقط چند لایک دارند، اما حجم تراکنشها در پسزمینه به طرز وحشتناکی بالاست.
زیرا آنها دقیقاً برای سناریوی فروش پخش زنده مناسب هستند و به خواستههای خرید مصرفکنندگان پاسخ میدهند.
ساخت ویدیوهایی که هم بازدید بالایی داشته باشند و هم درآمدزایی کنند، یک هنر ظریف است.
شما باید کاری کنید که مخاطب بتواند تماشا کند، کاری کنید که حاضر به خرج کردن پول باشند و مطمئن شوید که این کار معتبر است و نتیجهی معکوس نمیدهد.
برای بحث کامل در مورد این موضوع، باید ویدیوهای تجارت الکترونیک پخش زنده را به چندین مدل اصلی تقسیم کنیم.

نوع نمایش محصول: برجسته کردن مستقیم نکات فروش به چشم مخاطب.
منطق اصلی این نوع ویدیو را میتوان در چهار کلمه خلاصه کرد: ارائه بصری.
نیازی به طرح داستانی گیجکننده یا هیچ پیچش داستانی ندارد.
ماموریت آن نمایش کیفیت محصولات دیجیتال و راحتی استفاده از کالاهای خانگی روزمره بدون هیچ قید و شرطی است.
این نوع ویدیوها معمولاً به دو دسته تقسیم میشوند: «دیدگاه تجاری» و «دیدگاه کاربری».
فروشندگان اغلب از عکاسی ماکروی پیشرفته استفاده میکنند و هر اینچ از بافت یک محصول را طوری ثبت میکنند که انگار یک اثر هنری است.
به این کار «خودتبلیغاتی» میگویند و هدف آن ایجاد حس پیچیدگی برای محصول است.
از سوی دیگر، دیدگاه کاربر، واقعبینانهتر است و معمولاً بر دنیای واقعی تمرکز دارد.زندگییک عکس فوری و اتفاقی در صحنه.
به این کار «توصیه محصول» میگویند که باعث میشود بینندگان احساس کنند میتوانند از این محصول استفاده کنند و به آن نیاز دارند.
نوع ارزیابی عملکردی: استفاده از حقایق برای رفع تردیدهای مصرفکنندگان.
اگر محصولات زیبایی یا محصولات بسیار کاربردی میفروشید، ویدیوهای نقد و بررسی برگ برنده شما هستند.
برای مثال، یک وبلاگ نویس حوزه زیبایی ممکن است با کرم پودر روی یک نیمه صورت و بدون آرایش روی نیمه دیگر صورتش جلوی دوربین ظاهر شود.
این تفاوت فاحش در اثربخشی، بسیار قدرتمندتر از ده هزار تبلیغ گفتاری است.نوشتن متنهر دو قدرتمند هستند.
این مستقیماً به نقطه درد مصرفکنندگان میپردازد: آیا این محصول واقعاً خوب است؟
با مقایسه نتایج آزمایش واقعی با محصولات رقیب، شما با رویکردی تقریباً بیرحمانه و بیطرفانه، اعتمادسازی میکنید.
وقتی بینندگان میبینند که محصول واقعاً مشکلات دیرینه آنها را حل میکند، ثبت سفارش به یک امر طبیعی تبدیل میشود.
این ویدیوها به دنبال فیلترهای فانتزی نیستند؛ در عوض، هدفشان ایجاد حس خام و حتی کمی خشن از واقعگرایی است.
داستانمحور: خالی کردن بیسروصدای کیف پولتان در میان فراز و نشیبهای احساسی.
این اوج ویدیوهای فروش محصول و همچنین دشوارترین نوع برای ساخت است.
این امر معمولاً به یک تیم حرفهای و درک عمیق از طبیعت انسان نیاز دارد.
رویکرد استاندارد این است که در سه ثانیه طلایی شروع کنید، فوراً توجه مخاطب را جلب کنید و به آنها فرصتی برای اسکرول کردن و رفتن به پایین صفحه ندهید.
بخش میانی باید با ایجاد تضاد و تنش، از تمایل طبیعی مردم برای لذت بردن از یک نمایش خوب برای حفظ توجه مخاطب استفاده کند.
وقتی اختلاف به اوج خود میرسد، محصول به طور طبیعی و روان مانند یک ناجی مداخله میکند و همه مشکلات را حل میکند.
در نهایت، به طور طبیعی طنین احساسی را برمیانگیزد و بینندگان را وادار میکند تا در حالی که اشکهایشان را پاک میکنند یا با صدای بلند میخندند، روی گوشه پایین سمت چپ کلیک کنند.
درخشش این نوع ویدیو در توانایی آن در کاهش مقاومت غریزی بینندگان در برابر تبلیغات نهفته است.
شما در حال خواندن یک داستان هستید، اما این داستان زندگی را میفروشد.
رویکرد آموزشی/آموزشی: سادهسازی پیچیدگی، قدرتمندترین راه برای افزایش فروش است.
غذاخود رسانهاین شرکت در تهیه دستور العمل های غذایی، که معمولاً ویدیوهای آموزشی هستند، سرآمد است.
هسته اصلی این ویدیوها، ارتقای کاربردی بودن، راحتی و مقرونبهصرفه بودن محصول است.
شما به دیگران یاد میدهید که چگونه از این وسیله آشپزخانه برای درست کردن یک ضیافت امپراتوری کامل مانچو هان استفاده کنند، یا به دختران یاد میدهید که چگونه از یک مجموعه لوازم آرایشی برای ایجاد پنج مدل آرایش مختلف استفاده کنند.
این فقط مربوط به فروش کالا نیست، بلکه مربوط به ارائه ارزش افزوده است.
برای مدلهای تولید استاندارد و خط مونتاژ بسیار مناسب است.
وقتی بینندگان این تکنیک را یاد بگیرند، طبیعتاً متوجه میشوند که بدون خرید ابزاری که در ویدیو نشان داده شده است، نمیتوان این کار را انجام داد.
این نوعی حمله کاهش ابعاد مبتنی بر «حس افزایش» است.
تقسیمبندی پخش زنده: استفاده از شانههای غولها برای تکمیل آخرین مرحله
کلیپهای پخش زنده در حال حاضر یکی از کمهزینهترین و سریعترین روشهای تبدیل هستند.
اساساً، این ویدیو نکات برجسته یک پخش زنده، مانند فروشهای لحظهای یا نمایش عمیق محصولات توسط اینفلوئنسرها را ثبت میکند.
این رویکرد از ترافیک و اعتماد ایجاد شده توسط اینفلوئنسر بهره میبرد.
لازم نیست ایدههای جدید داشته باشید؛ فقط کافی است مثل یک تدوینگر خوب، تأثیرگذارترین لحظات را ثبت کنید.
البته، فرض اصلی این رویکرد این است که مجوز لازم است.
با مجوز، آن لحظات پرشور در پخش زنده میتوانند به ابزارهای تبدیل بلندمدت تبدیل شوند.
این مانند تجزیه یک بمب اتمی به نارنجکهای دستی جداگانه است که دقیقاً تردید مصرفکنندگان را از بین میبرد.
تجربه جعبهگشایی: ساختن قلعهای از اعتماد با کنجکاوی و اصالت
بزرگترین تفاوت بین ویدیوهای جعبهگشایی و ویدیوهای نمایشی نوع اول این است که دیدگاه دومی کاملاً واقعبینانه است.
بیشتر شبیه باز کردن یک جعبه کور است، و مخاطب را با کنجکاویاش به درون خود میکشد.
یک وبلاگ نویس موفق در زمینه جعبه گشایی هرگز فقط حرف های خوب در مورد محصول نمی زند.
اشاره به چند نقص جزئی میتواند اعتماد بیچون و چرای مخاطب را جلب کند.
از آنجا که اکثر محصولات دارای نقص هستند، تلاش برای پوشاندن آنها فقط باعث میشود که جعلی به نظر برسند.
آن فرآیند جعبهگشایی فراگیر، حس تازگی و یک تجربه کاربری واقعی را منتقل میکند.
وقتی مخاطب شما را در حال باز کردن جعبه محصول تماشا میکند، در واقع آزمایش خود را در ذهنش انجام داده است.
نتیجه
از نظر من، جوهره ویدیوهای تجارت الکترونیک پخش زنده، یک بازی روانشناختی درباره «تشخیص ارزش» است.
آن ایدههای به اصطلاح خلاقانه که فقط بر تخیلات بکر و خودپسندی تمرکز دارند، در مواجهه با منطق ظالمانهی کسب و کار، چیزی جز توهم نیستند.
ما باید آن روایت سطحی و کلان را کنار بگذاریم و به دیدگاه خرد خود محصول برگردیم.
خالقان واقعاً برتر کسانی هستند که میتوانند جنبههای تاریکتر طبیعت انسان را ببینند، روانشناسی مصرفکننده را درک کنند و با ظرافت نیات تجاری خود را پنهان کنند - اینها استادان این بازی هستند.
در اقیانوس وسیع بازاریابی دیجیتال، تنها محتوایی که دقیقاً متناسب با سناریو تنظیم شده و عمیقاً با احساسات ارتباط برقرار میکند، میتواند از مه الگوریتمها عبور کند و به جهشی در ارزش دست یابد.
این صرفاً مجموعهای از مهارتها نیست، بلکه مجموعهای از سوالات عمیق در مورد جوهره کسبوکار است.
خلاصه
- نوع نمایش محصولاز طریق عکاسی ماکرو و عکسهای واقعی، نکات اصلی فروش به طور شهودی ارائه میشوند.
- نوع ارزیابی عملکردیبا ارائه مقایسههای دقیق و راهحلهایی برای نقاط ضعف، اعتماد کاربر را جلب کنید.
- داستان محور: از جریان عاطفی و تعارض برای دستیابی به کاشت نرم استفاده کنید.
- نوع آموزش/تدریسارزش کاربردی ارائه میدهد و با آموزش نحوه استفاده از آن، خرید را افزایش میدهد.
- برشهای پخش زندهاستفاده از تاییدیههای اینفلوئنسرها و لحظات برجسته برای دستیابی به تبدیلهای سریع.
- تجربه جعبهگشایی: با استفاده از دیدگاه اول شخص و ارزیابی واقعی، حس غوطهوری را افزایش دهید.
برای اینکه در بازار تجارت الکترونیک ویدیوهای کوتاه جایگاهی پیدا کنید، باید به وضوح مشخص کنید که ویدیوهای شما برای چه کسانی هستند و در چه سناریوهایی مورد استفاده قرار خواهند گرفت.
همین حالا بروید و خط تولید خود را تجزیه و تحلیل کنید، ببینید کدام یک از مدلهای بالا برای آن مناسبتر است، و سپس با جسارت به خلق محصول بپردازید!
وبلاگ امید چن ویلیانگ ( https://www.chenweiliang.com/ مقاله «چگونه ویدیوهای فروش با نرخ تبدیل بالا بسازیم؟ این ۶ سناریوی ویدیویی در ایجاد فروش بیشترین تأثیر را دارند» که در اینجا به اشتراک گذاشته شده است، ممکن است برای شما مفید باشد.
به اشتراک گذاری لینک این مقاله خوش آمدید:https://www.chenweiliang.com/cwl-33570.html
