با بهره‌وری بسیار پایین کارکنان در شرکت‌های تجارت الکترونیک چه باید کرد؟ تجزیه و تحلیل کاملی از علل تا راه‌حل‌ها.

شماتجارت الکترونیکیاین شرکت نه به خاطر رقابت در بازار، بلکه به خاطر «خیرخواهی» بی‌حد و حصر و ارزان شما از بین رفت.

آیا هر روز وقتی چشمانتان را باز می‌کنید، احساس خستگی خاصی می‌کنید؟

من مراقب کارمندانی هستم که ساعت هشت صبح سر کار حاضر می‌شوند، و می‌ترسم حتی یک دقیقه هم دیر کرده باشند.

صبح را صرف تماشای پاسخ‌های خدمات مشتریان کردم، از ترس اینکه حتی یک درخواست مشتری را از دست بدهم.

بعدازظهر، مجبور شدم شخصاً به انبار بروم تا محموله‌ها را بررسی کنم، چون می‌ترسیدم که حتی یک برچسب هم اشتباه زده شده باشد.

شب که به خانه رسیدم، هنوز مجبور بودم با پیام‌های مختلف گروه‌ها سر و کله بزنم و تا ساعت ۲ بامداد مشغول بودم.

فکر می‌کنی سخت‌کوش‌ترین رئیس دنیایی.

احساس می‌کنی که آسمان و زمین را تکان داده‌ای، و حتی خودت را هم تکان داده‌ای.

اما وقتی صورت‌های مالی را بررسی کردم، قلبم فرو ریخت.

بهره‌وری نیروی انسانی به طرز رقت‌انگیزی پایین است، سود به نازکی بال جیرجیرک است، و جریان نقدی همیشه در معرض خطر خشک شدن است.

چرا اینطور است؟

چرا دو برابر همکارانتان تلاش می‌کنید اما نصف آنها نتیجه نمی‌گیرید؟

می‌خوام یه حقیقت تلخ رو بهت بگم.

این نه به این دلیل است که محیط کلی بد است و نه به این دلیل که دوره بازده بالا به پایان رسیده است.

تنها یک دلیل اصلی وجود دارد: «سیستم عامل کسب و کار» شما هنوز در دوران کشاورزی اولیه گیر کرده است.

شما در یک «تله تلاش سطح پایین» وحشتناک افتاده‌اید.

شما از شلوغ‌کاری تاکتیکی برای پنهان کردن تنبلی استراتژیک استفاده می‌کنید.

حالا، می‌خواهم این پرده را کنار بزنم و این مشکل را از سه بُعد مدیریت، سازماندهی و بودجه به طور کامل بررسی کنم.

اگر این سه نکته کلیدی را یاد نگیرید، تا سر حد مرگ کار خواهید کرد و باز هم پولی به دست نخواهید آورد.

با بهره‌وری بسیار پایین کارکنان در شرکت‌های تجارت الکترونیک چه باید کرد؟ تجزیه و تحلیل کاملی از علل تا راه‌حل‌ها.

در باب مدیریت: یک قلب مهربان نمی‌تواند به یک ارتش فرمان دهد؛ به جای «قوانین» از «احساسات» استفاده کنید.

بسیاری از رؤسا به من شکایت کرده‌اند که مدیریت تیم‌هایشان دشوار است.

مخصوصاً آن دسته از کارمندان قدیمی که چندین سال با من بوده‌اند، واضح است که توانایی‌هایشان به اندازه‌ی من نیست.

بازده کم، شکایات زیاد و تمایل به گسترش منفی‌نگری در شرکت.

اما رئیس‌ها همیشه می‌گویند: «اوه، ما نسبت به آنها احساساتی شده‌ایم، دیگر نمی‌توانیم تحمل کنیم، بیایید به آنها فرصت دیگری بدهیم.»

لطفا این دلسوزی زنانه را فوراً متوقف کنید.

در عرصه کسب و کار، این قانون قطعی را به خاطر داشته باشید: ترحم به افراد معمولی، ظلم به کوشندگان است.

آیا فکر می‌کنید نگه‌داشتن یک کارمند معمولی فقط به پرداخت حقوق اضافی به او خلاصه می‌شود؟

این کاملاً اشتباه است.

در یک سازمان، میانه‌روی صفر نیست؛ میانه‌روی یک عدد منفی است.

یک کارمند معمولی، جایگاه ارزشمندی را در سازمان شما به دست آورده است.

او انرژی مدیریتی شما را تحلیل می‌برد و شما را مجبور می‌کند که دائماً او را زیر نظر داشته باشید تا از بروز اشتباه جلوگیری کنید.

ترسناک‌تر این است که او مثل یک سیب گندیده، همه اطرافیانش را فاسد خواهد کرد.

اگر شما یک طبقه‌بندی استعداد و فهرست‌برداری از آنها انجام ندهید و قاطعانه افراد با عملکرد پایین را حذف نکنید، از کجا بودجه لازم برای افزایش حقوق استعدادهای برتر را تأمین خواهید کرد؟

این یک مسئله ریاضی بسیار ساده است.

اگر تقریباً به کسانی که تنبلی می‌کنند و کسانی که سخت کار می‌کنند، حقوق یکسانی بدهید، فقط یک نتیجه وجود خواهد داشت.

این همان ضرب‌المثل معروف «پول بد، پول خوب را از میدان به در می‌کند» است.

افراد واقعاً برجسته، چشمان تیزبینی دارند.

آنها احساس خواهند کرد که این ناعادلانه است، احساس خواهند کرد که اینجا هیچ امیدی نیست.

در نهایت، همه افراد توانمند رفتند و فقط افراد تنبل و بی‌عرضه‌ای که شما نمی‌توانستید اخراجشان را تحمل کنید، باقی ماندند.

در آن مرحله، واقعاً باید تا سر حد مرگ از خودتان کار بکشید.

مدیریت واقعی، در اصل، خلاف طبیعت انسان است.

کاری که باید انجام دهیم این است که از سازوکارهایی برای حذف بی‌رحمانه منابع از فرآیندهای ناکارآمد استفاده کنیم.

سپس این منابع بر تغذیه استعدادهای با بازده بالا متمرکز می‌شوند.

فرضیه‌ی اینکه به برخی افراد اجازه داده شود ابتدا ثروتمند شوند این است که سایر افراد فاقد صلاحیت باید هر چه سریع‌تر کنار گذاشته شوند.

شاید این حرف بی‌اهمیت به نظر برسد، اما بزرگترین مسئولیتی است که یک نفر می‌تواند برای بقای یک شرکت داشته باشد.

چگونه یک فهرست استعداد تهیه کنیم؟

شما باید یک سیستم ارزیابی استعداد دیجیتال ایجاد کنید.

به احساسات تکیه نکنید، به داده‌ها تکیه کنید.

چه کسی خروجی بالاتری دارد؟

کدام یک نرخ تبدیل بالاتری دارد؟

چه کسی بالاترین رضایت مشتری را دارد؟

همه را در یک جدول قرار دهید و بر اساس عملکردشان رتبه‌بندی کنید.

۲۰٪ پایینیِ مردم، مهم نیست چند سال در شرکت بوده‌اند، مهم نیست چند بار با شما مشروب خورده‌اند.

با کسانی که باید صحبت شود، باید صحبت شود و کسانی که باید متقاعد به ترک شوند، باید متقاعد به ترک شوند.

وقتی این دارایی‌های منفی را حذف کنید، متوجه خواهید شد که فضای شرکت فوراً بهبود می‌یابد.

آن‌هایی که ماندند، امید و انصاف دیدند.

به طور طبیعی کارایی انسان افزایش خواهد یافت.

در مورد استعداد: از سختی استخدام شکایت نکنید؛ به این دلیل است که شما «استفاده مجدد از دارایی» را درک نمی‌کنید.

بسیاری از صاحبان مشاغل در شهرهای درجه دو و سه همیشه در حال شکایت هستند.

«منطقه ما خیلی کوچک است؛ ما به سادگی نمی‌توانیم افراد باتجربه را استخدام کنیم.»بازاریابی اینترنتییک کارشناس عملیات.

«می‌خواهم یک تاجر ماهر پیدا کنم، اما هیچ‌کس نمی‌خواهد بیاید.»

این نیز یک تصور غلط بزرگ است.

شما با این طرز فکر که به دنبال یک «ناجی» هستید، در حال استخدام نیرو هستید.

شما به دنبال مدیر عملیاتی هستید که منابع خودش را داشته باشد، همه چیز را بداند و بتواند به محض ورود، بر کل عملیات تسلط داشته باشد.

این اساساً «قمار روی شانس» است.

رقابت‌پذیری اصلی یک شرکت هرگز نباید بر اساس «تکیه بر نوابغ» بنا شود.

نوابغ نه تنها گران هستند، بلکه بسیار ناپایدار نیز هستند.

اگر شرکت شما بدون یک نفر خاص نمی‌تواند به کار خود ادامه دهد، پس فاصله‌ی چندانی با ورشکستگی ندارید.

استادان واقعی کسانی هستند که «قابلیت‌های سیستماتیک» ایجاد می‌کنند.

دنبال «تیزکن» توی بازار دنیا نگردید.

کاری که شما باید انجام دهید این است که یک کارخانه اسلحه سازی مدرن بسازید.

شما باید تمام تجربیات، تاکتیک‌ها و فرآیندهای خود را یکپارچه کنید.

آنها را به SOP های استاندارد (رویه های عملیاتی استاندارد) تبدیل کنید.

هر عمل، هر کلمه و هر قدم باید به طور واضح نوشته شود.

زمانی که این سیستم را داشته باشید، استانداردهای استخدام شما کاملاً تغییر خواهد کرد.

لازم نیست آن به اصطلاح «متخصصان» متکبر را استخدام کنید.

شما فقط باید به دو شاخص توجه کنید: «توانایی یادگیری» و «توانایی اجرا».

همین که تیزهوش و مایل به کار باشی، کافی است.

او را به زرادخانه خود بیندازید و طبق روش استاندارد عملیاتی (SOP) او را آموزش دهید.

سربازی که بتواند رویه عملیاتی استاندارد (SOP) را در سه روز یاد بگیرد، یک سرباز واجد شرایط است.

مهم نیست چقدر تجربه داشته باشید، اگر نتوانید آن را یاد بگیرید، واجد شرایط نیستید.

این تفکر صنعتی واقعی است.

بگذارید آدم‌های معمولی کارهای خارق‌العاده انجام دهند

وقتی شرکت شما یک سیستم پایگاه دانش کامل داشته باشد، معجزه اتفاق خواهد افتاد.

حتی یک فارغ‌التحصیل تازه از یک شهر کوچک هم می‌تواند در صورت پیروی از رویه‌ها، ۸۰ درصد از عملکرد مورد نیاز را داشته باشد.

این راز چگونگی گسترش KFC و مک‌دونالد در سراسر جهان است.

آیا تا به حال سرآشپزی از مک‌دونالد دیده‌اید که رتبه سه ستاره میشلن داشته باشد؟

نه، همه آنها دانشجوی دانشگاه هستند و پاره وقت کار می‌کنند.

اما برگرهایی که درست می‌کنند همیشه طعم یکسانی دارند.

این قدرت یک سیستم است.

شما باید این توانایی را به یک دارایی شرکت تبدیل کنید، نه یک دارایی شخصی.

وقتی مهارت‌های شما «دارایی‌سازی» شوند و بتوان از آنها «استفاده مجدد» کرد، بهره‌وری شما می‌تواند به صورت تصاعدی افزایش یابد.

در غیر این صورت، شما همیشه از منابع انسانی گران‌قیمت برای پر کردن شکاف‌های موجود در فرآیندهای خود استفاده خواهید کرد.

در مورد سرمایه: سود یک توهم است؛ جریان نقدی مایه حیات است.

آخرین تصور غلط این است که بسیاری از صاحبان مشاغل به سادگی نمی‌توانند حساب‌ها را پیگیری کنند.

من شرکت‌های زیادی را دیده‌ام که روی کاغذ عالی به نظر می‌رسند.

رئیس گزارش را به من نشان داد و با غرور گفت: «ببین، این سفارش حاشیه سود ناخالص ۳۰٪ و آن سفارش حاشیه سود ناخالص ۴۰٪ دارد. آیا این چشمگیر به نظر نمی‌رسد؟»

من به سادگی از او پرسیدم: «آیا در پایان سال پولی در حسابت داری؟»

او لحظه‌ای مات و مبهوت ماند و با لکنت زبان نتوانست چیزی بگوید.

为什么؟

چون تمام پولت تبدیل به موجودی شده، توی یه انبار تاریک خوابیده.

کمیاب‌ترین منبع برای شرکت‌های کوچک و متوسط ​​چیست؟

سود نیست، پول نقد است.

سود فقط یک عدد در دفاتر حسابداری است؛ خیالی است.

فقط پولی که در حساب بانکی است و در هر زمانی قابل دسترسی است، پول واقعی محسوب می‌شود.

شما باید کسب و کار خود را از منظر «نرخ گردش سرمایه» دوباره بررسی کنید.

اگر معامله‌ای انجام می‌دهید که سود ناخالص آن تنها ۱۰٪ است، اما می‌توانید ماهی یک بار پول خود را به گردش درآورید.

در طول یک سال، بازده سرمایه گذاری شما ۱۲۰٪ است.

اگر فقط یک معامله تجاری انجام دهید، می‌توانید ۵۰٪ حاشیه سود داشته باشید، اما فقط سالی یک بار می‌توانید پول را برگردانید.

سپس نرخ بازده سالانه شما فقط 50٪ خواهد بود.

اگرچه مورد اول ممکن است کار سختی به نظر برسد، اما در واقع درآمد بیشتری دارد و ریسک کمتری به همراه دارد.

چگونه می‌توان کارایی گردش مالی را بهبود بخشید؟

مدیریت موجودی بسیار سختگیرانه ضروری است.

هر موجودی که از یک دوره مشخص فراتر رود، برای شرکت یک سرطان است.

ما باید به هر قیمتی آن را حذف کنیم.

تخفیف، تبلیغات یا حتی فروش آنها به عنوان ضایعات.

تا زمانی که بتوانید پول نقد را پس بگیرید، این یک پیروزی است.

در مورد هزینه‌های از دست رفته خسیس نباشید.

گیر کردن موجودی در دست شما نه تنها سرمایه شما را محدود می‌کند، بلکه هزینه‌های انبارداری را نیز به همراه دارد و نگرانی‌هایی را در مورد کاهش ارزش پول ایجاد می‌کند.

تبدیل کالا به پول، حتی اگر کمی ضرر کنید، تا زمانی که پول در گردش باشد، شانسی برای جبران آن وجود دارد.

به همین دلیل است که بسیاری از شرکت‌های بزرگ «موجودی صفر» را دنبال می‌کنند.

هر گردش موجودی کالا نشان دهنده افزایش ثروت است.

اگر کارایی شما پایین است، به احتمال زیاد به این دلیل است که جریان نقدی شما نیز کند است.

همه مشغول جابه‌جایی کالاهای فروش نرفته هستند. چطور این می‌تواند کارآمد باشد؟

نتیجه‌گیری: حقیقت تلخ تکامل کسب‌وکار

در این دورانِ تغییراتِ چشمگیر، هر نوع رکودی اساساً یک پسرفت است.

باید بپذیریم که دنیای تجارت بر اساس خشک‌ترین قانون جنگل عمل می‌کند.

قانون افزایش آنتروپی به ما می‌گوید که سیستم‌های بسته محکوم به سقوط به هرج و مرج و نابودی هستند.

تنها با وارد کردن انرژی خارجی و شکستن تعادل قدیمی، سیستم می‌تواند به جهشی رو به جلو دست یابد.

دردی که الان تجربه می‌کنید در واقع دردهای رشد قبل از ارتقای شناختی است.

سعی نکنید با استفاده از نقشه‌های قدیمی، سرزمین‌های جدید را کشف کنید.

وقتی بتوانید از دیدگاه یک خالق به شرکت خود نگاه کنید، متوجه خواهید شد که همه مشکلات، در تحلیل نهایی، مسائل ریاضی و مشکلات انسانی هستند.

آن گرفتاری‌های احساسی کاذب را رها کنید و به منطق بنیادی کسب‌وکار بازگردید.

از عقلانیت افراطی برای ساخت سیستم‌ها استفاده کنید و از روش‌های سریع و قاطع برای مدیریت آنها بهره ببرید.

این بزرگترین عمل محبت‌آمیز نسبت به کارمندان، خانواده‌ها و جامعه است.

امیدوارم این بررسی عمیق بتواند مانند یک چاقوی جراحی عمل کند و چرک و چرک درون تفکر شما را بشکافد.

به شما اجازه می‌دهد در میان درد بیدار شوید و در آن وضوح دوباره متولد شوید.

خلاصه

در نهایت، بیایید نکات کلیدی امروز را مرور کنیم:

اولین،مدیریت باید بی‌رحم باشدکارمندان معمولی را حذف کنید، نگذارید پول بد، کارمندان خوب را از میدان به در کند، و منابع را به استعدادهای برتر اختصاص دهید.

دومین،سیستم باید قوی باشهیک مجموعه استاندارد از رویه‌های عملیاتی استاندارد (SOP) ایجاد کنید، دیگر به نبوغ فردی متکی نباشید و استفاده مجدد از قابلیت‌ها را بر اساس دارایی‌ها محقق کنید.

سوم،گردش مالی سریع مورد نیاز استتمرکز را از سود ناخالص به نرخ گردش سرمایه تغییر دهید، مشکلات موجودی را از بین ببرید و جریان نقدی سالم را تضمین کنید.

شما می‌توانید یک اصل را هزاران بار بشنوید، اما اگر آن را به کار نبرید، هنوز بی‌ارزش است.

از فردا صبح، پیشنهاد می‌کنم سه کار را انجام دهید.

اولین کاری که باید انجام دهید این است که لیست کارمندان خود را باز کنید، ده درصد بدترین‌ها را دور بزنید و آن مشکلات را ظرف این ماه حل کنید.

دومین نکته این است که شخصاً فرآیندهای اصلی کسب‌وکار خود را در یک رویه عملیاتی استاندارد (SOP) بدون نقص بنویسید.

سومین کاری که باید انجام دهید این است که به انبار بروید و تمام کالاهایی را که شش ماه است آنجا مانده‌اند، بیرون بریزید.

اقدام کنیم.

حتی اگر فقط کمی تغییر کنید، از ۹۰٪ مردم جلوتر هستید.

وبلاگ امید چن ویلیانگ ( https://www.chenweiliang.com/ مقاله «با کارایی بسیار پایین کارکنان در شرکت‌های تجارت الکترونیک چه باید کرد؟ تحلیل کاملی از علل تا راه‌حل‌ها» که در اینجا به اشتراک گذاشته شده است، ممکن است برای شما مفید باشد.

به اشتراک گذاری لینک این مقاله خوش آمدید:https://www.chenweiliang.com/cwl-33624.html

برای کشف ترفندهای مخفی بیشتر🔑، به کانال تلگرام ما بپیوندید!

اگر دوست داشتید به اشتراک بگذارید و لایک کنید! اشتراک گذاری ها و لایک های شما انگیزه ادامه دار ماست!

 

发表 评论

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. از زمینه های مورد نیاز استفاده می شود * 标注

فهرست مقاله
رفته به بالا