فهرست مقاله
- 1 تو در آزمون ۸۰۰ متر رد شدی. ببخشید، شما حذف شدید.
- 2 کسب و کار ساده است، اما مردم اینطور نیستند.
- 3 درس نخونم؟ حذف خواهد شد!
- 4 به باشگاه ورزشی نمیرود؟ مستقیماً پول را کسر کنید!
- 5 آنهایی که میتوانند بمانند، همگی آدمهای بیرحمی هستند
- 6 خود رئیس «قلدر شماره یک دانشگاهی» است
- 7 فرهنگ شعار نیست، رفتار است
- 8 یک ساختمان فقط فضایی را اجاره میدهد، اما قدرت فرهنگی را پنهان میکند.
- 9 موفقیت یک دانشآموز برتر فقط به دلیل سختکوشی نیست، بلکه به دلیل قدرت رشد سیستماتیک اوست.
- 10 خلاصه اینکه: فرهنگ + سیستم = ابزاری جادویی برای غربالگری افراد!
مسئله این نیست که شما عالی نیستید، بلکه مسئله این است که نمیتوانید از «غربال فرهنگی» شرکت آنها جان سالم به در ببرید.
فکر میکنی.تجارت الکترونیکیحجم کار شرکت چقدر است؟ اشتباه میکنی. برخی شرکتها نه تنها بر عملکرد تمرکز میکنند، بلکه به جسم، مغز و روح شما نیز توجه دارند.
حالا میخوام در مورد یه دوست خیلی خاصم براتون بگم. او یک شرکت تأسیس کرد، یک ساختمان اداری خرید و حتی یک طبقه را برای اجاره گذاشت. اما نکته این ساختمان نیست، بلکه این است که او از «فرهنگ یادگیری + سیستم» برای ایجاد یک «اردوگاه کار اجباری استادان مطالعه» استفاده کرد.
راستش را بخواهید، وقتی پایین آن ساختمان ایستاده بودم و به انعکاس دیوار شیشهای نگاه میکردم، فقط یک کلمه در ذهنم بود:برزخ معنوی. باور نمیکنید؟ شما به تماشا ادامه میدهید.
تو در آزمون ۸۰۰ متر رد شدی. ببخشید، شما حذف شدید.
اولین مانع در مصاحبه این شرکت این نیست که رزومه شما چقدر چشمگیر است.
مسئله این نیست که چند تا ابزار بلدی.نرم افزار.
مهم این است که آیا میتوانید ۸۰۰ متر بدوید یا نه!
شبیه آموزش نظامی به نظر میرسد، درست است؟ اما منطق آنها این است: انجام تجارت الکترونیک واقعاً سخت است.
روزها در بازار میچرخی، شبها دادهها را زیر نظر داری، سرعت انفجاری است، اما اگر حال خوبی نداشته باشی، چطور میتوانی تحملش کنی؟
بنابراین هر کسی که نتواند سریعتر بدود - ببخشید، مستقیماً حذف خواهد شد.
این مثل این است که قبل از اینکه حتی از دهکده تازهکارها عبور کنید، از بازی بیرون انداخته شوید. آن دسته از بازیکنانی که معمولاً فقط مغز خود را تمرین میدهند و نه پاهایشان، مستقیماً همانجا با «Game Over» مواجه میشوند.
کسب و کار ساده است، اما مردم اینطور نیستند.
اشتباه برداشت نکنید، کسب و کار آنها در واقع پیچیده نیست. به طور خلاصه، این یک کسب و کار گروهی فروشگاهی است.
این شرکت قبلاً مدل را اجرا کرده است و میتواند با کپی کردن و چسباندن فرآیند، کار را شروع کند.
اما چرا همه کارمندان شبیه تمدن پیشرفتهای هستند که توسط مسئله سه جسم فرستاده شدهاند؟
فقط یک دلیل وجود دارد - سیستم بیش از حد غیرطبیعی است!

درس نخونم؟ حذف خواهد شد!
مطالعه گروهی دو شب در هفته الزامی است.
عکس صحنه سازی شده نیست.همه به کتاب + یادداشتهای مطالعه خیره میشوند، من می خواهم شما تجربه خود را به اشتراک بگذارید.
افرادی که تازه وارد شدهاند، هنوز میتوانند وانمود کنند که از یک «خانواده علمی» هستند.
اما اگر چند ماه دیگر پافشاری کنید، حقیقت آشکار خواهد شد.
کسانی که اهل مطالعه هستند، اینجا احساس راحتی خواهند کرد؛ کسانی که درس خواندن را دوست ندارند، به سادگی نمیتوانند اینجا دوام بیاورند.
این سیستم مانند یک «دیگ زودپز معنوی» است. بعد از مدتها، ناخودآگاه منفجر خواهد شد.
به باشگاه ورزشی نمیرود؟ مستقیماً پول را کسر کنید!
علاوه بر مطالعه، گروههای علاقهمندی مختلفی نیز وجود دارند.بازیهای توپی، تناسب اندام و حتی رقص نیز در دسترس هستند..
شما ثبت نام کردهاید، و اگر نروید، جریمه خواهید شد، هیچ مذاکرهای در کار نیست.
این درس اختیاری نیست، اجباریه!
در نتیجه، پس از یک سال، بسیاری از افراد «شکم آبجویی» خود را به «شکم هشت تکه» تبدیل کردهاند.
از یک «بازندهی ویدیوهای کوتاه» تا یک «وبلاگنویس دانش».
اما بسیاری از مردم مستقیماً فرو ریختند:
«من همین الان هم از اضافه کاری خستهام، و تو هنوز از من میخواهی بدوم یا کتاب بخوانم؟ فقط میخواهم بروم خانه و بازی کنم!!»
بنابراین آن «جغدهای شب» که عاشق تماشای سریالهای تلویزیونی و معتاد به بازیها بودند، یکی یکی بیسروصدا استعفا دادند.
آنهایی که میتوانند بمانند، همگی آدمهای بیرحمی هستند
فکر میکنی هیچکس نمیتواند چنین محیطی را تحمل کند؟
اشتباه! آنهایی که ماندند، همه بودندمردی سرسخت که عاشق درس خواندن است و تا سر حد غیرعادی بودن، انضباط شخصی دارد..
آنها در طول روز بسیار کارآمد کار میکنند و شبها مطالعه و ورزش میکنند.
ذهنم داره آرومتر میشه و بدنم داره قویتر میشه.میتوان آن را نسخهی واقعی «فرشتهی نبرد» نامید.
این افراد به نیروی اصلی مبارزه شرکت تبدیل شدهاند.
شاید فکر کنید آنها خیلی توانمند هستند، اما ممکن است اینطور نباشد.
اما یک چیز خیلی قوی است:آنها مایل به رشد هستند.
خود رئیس «قلدر شماره یک دانشگاهی» است
وحشتناکترین چیز این است که این سیستم فقط حرف نیست، بلکه با تمرین شخصی رئیس شروع میشود.
او نه تنها دیگران را مجبور به درس خواندن میکرد، بلکه خودش هم هر روز درس میخواند و تمرین میکرد.
بعضی وقتها که دوستان به شرکت میآیند، از دیدن اینکه همه هنوز شبها درس میخوانند، شوکه میشوند.
بنابراین آنها نیز شروع به "کپی کردن تکالیف" کردند، و میخواستند این فضای یادگیری را به شرکت خودشان بیاورند.
هر شرکتی که واقعاً پشتکار داشته باشد، به نتایج خوبی خواهد رسید.
اما فرض این است که شما باید یکاستاد دانشگاهی واقعی.
یک رئیسِ دانشآموزِ فقیر؟ اساساً بازی کردن غیرممکن است.
فرهنگ شعار نیست، رفتار است
قدرتمندترین چیز در مورد این شرکت مدل کسب و کار یا مهارتهای کارکنانش نیست، بلکه——استفاده از فرهنگ و سیستم برای انتخاب افراد.
بعضی شرکتها شعارهای انگیزشی را روی دیوارهایشان نصب کردهاند، و تنبلی و اهمالکاری را همه جا پخش کردهاند.
اما شرکت آنها،فرهنگ در استخوانهای ما حک شده و نظامها در خون ما نوشته شدهاند.
آنها همان کتابها را میخوانند و همان حرفها را میزنند.
میپرسید آیا این شستشوی مغزی است؟
بله! اما آنچه شسته میشود، همان نوع مغزی است که نیاز به «ارتقاء شناختی» دارد.
بنابراین، شرکت آنها از اثربخشی رزمی قوی، توانایی اجرایی بالا و سرعت توسعه سریع برخوردار است، نه بر تعداد افراد، بلکه بر افراد مناسب تکیه میکند.
یک ساختمان فقط فضایی را اجاره میدهد، اما قدرت فرهنگی را پنهان میکند.
ساختمان اداری که آنها خریداری کردند، اکنون یک طبقه خالی برای اجاره دارد.
اجاره گران نیست، حدود ۲۹ یوان برای هر متر مربع در ماه.
آیا میخواهید با چنین "شرکت جنگندهای" همسایه باشید؟
نه تنها فضا پیشرفتهتر است،جو، امتیاز مثبت خودش را دارد.
برای کسانی که میخواهند در تجارت الکترونیک مشارکت کنند، روی پروژهها کار کنند و برای بهرهوری تلاش کنند، این واقعاً ارزش بررسی دارد.
موفقیت یک دانشآموز برتر فقط به دلیل سختکوشی نیست، بلکه به دلیل قدرت رشد سیستماتیک اوست.
راستش را بخواهید، در جامعه مدرن، افرادی که مطالعه نمیکنند، محکوم به حذف شدن هستند.
به خصوص در دایره تجارت الکترونیک، اطلاعات خیلی سریع بهروزرسانی میشوند و هر کسی که پیشرفت نکند، عقب خواهد ماند.
این شرکت برای پیشبرد رشد به فرهنگ متکی است و از سیستمهایی برای غربالگری استعدادها استفاده میکند.
این باعث میشود افراد نتوانند کینه خود را حفظ کنند، اما مجبورند آن را بپذیرند.
اینجاست،«یادگیری» دیگر یک سوال چند گزینهای نیست، بلکه مسئلهای مربوط به بقا است.
چشمانداز رئیس، تراکم کارکنان و طراحی سیستم، در کنار هم، اثربخشی رزمی فوقالعاده این شرکت را ایجاد کردهاند.
این فقط یک مدل برای شرکتهای تجارت الکترونیک نیست، بلکه یک الگوی جدید برای سازمانهای مدرن است.
خلاصه اینکه: فرهنگ + سیستم = ابزاری جادویی برای غربالگری افراد!
- قبل از مصاحبه ۸۰۰ متر بدوید تا کسانی که قدرت بدنی کافی ندارند را شناسایی کنید؛
- هر هفته بخوانید و به اشتراک بگذارید تا کسانی را که دوست ندارند مطالعه کنند، از خود دور کنید.
- گروه علاقهمند به تناسب اندام + سیستم کسر مالیات برای پاکسازی کسانی که خود انضباطی ندارند؛
- کسانی که میمانند نه تنها ذهنهای روشن و سلامت خوبی دارند، بلکه مهمتر از آن، اهداف یکسان و طرز فکر یکپارچهای دارند.
اینجا یک شرکت نیست، اینجا یک اردوی انتخابی برای «سوپر سنتای» است!
اگر شما هم در حال تشکیل یک تیم هستید، برای کپی کردن مدل کسب و کار عجله نکنید، بهتر است ابتدا از مدل آنها کپی کنید.نظام فرهنگی.
اگر باور ندارید، امتحان کنید و ببینید چند نفر در اطراف شما میتوانند یک سال بدوند، یاد بگیرند و پشتکار داشته باشند.
آیا وقت آن نرسیده که کلمه «استعداد» را از نو تعریف کنیم؟ 🧠✨
آیا مایل به عضویت در چنین شرکتی هستید؟ یا، آیا میخواهید این نوع شرکت را بسازید؟
وبلاگ امید چن ویلیانگ ( https://www.chenweiliang.com/ ) به اشتراک گذاشت «چگونه استعدادها را غربالگری کنیم؟ از فرهنگ یادگیری برای حذف دانشآموزان ضعیف استفاده کنید! این شرکت برای ساختن ارتشی آهنین از تجارت الکترونیک به سیستم خود متکی است!»، ممکن است برای شما مفید باشد.
به اشتراک گذاری لینک این مقاله خوش آمدید:https://www.chenweiliang.com/cwl-32767.html
برای کشف ترفندهای مخفی بیشتر🔑، به کانال تلگرام ما بپیوندید!
اگر دوست داشتید به اشتراک بگذارید و لایک کنید! اشتراک گذاری ها و لایک های شما انگیزه ادامه دار ماست!