آیا وقتی اکنون در Taobao مغازه باز می کنید، کسب درآمد آسان است؟داستان استارتاپ پکن

آیا این روزها هنوز هم می‌توان با افتتاح فروشگاه در تائوبائو پول درآورد ؟ داستان‌های کارآفرینی در پکن

چن ویلیانگ شنید که یک صاحب کسب و کار کوچک ساکن پکن (که از این پس با F از او یاد می‌شود) از کار طاقت‌فرسای روزانه تا لحظه مرگش بیزار بود...

از این رو پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه مشغول به کار شد و تمایل بسیار زیادی برای راه اندازی کسب و کار اینترنتی داشت.

در واقع، آقای F یک کسب و کار اینترنتی را از سال 2003 آغاز کرد. از سال 2003 تا 2017، XNUMX سال گذشته است، بنابراین در این XNUMX سال، F هرگز از اینترنت خارج نشده است.

می توان گفت Taobao.com آن روزها F-child بود و از ابتدا شاهد Taobao بود و سپس چگونه می توان آن را مرحله به مرحله تبلیغ کرد، درست است؟

زمانی که Taobao برای اولین بار در سال 2003 شروع به کار کرد، به محض انتشار یک فروشگاه ثبت کرد، اما تا سال 2008، فروشگاه را باز نکرد.

در سال 2010، Son F سعی کرد یک فروشگاه Taobao بسازد تا کسب و کار راه اندازی کند و درآمد کسب کند، می توانم پروژه ای را که سون اف در آن زمان درگیر آن بود به شما بگویم.

آیا وقتی اکنون در Taobao مغازه باز می کنید، کسب درآمد آسان است؟داستان استارتاپ پکن

آقای F گفت که در سال 2003 در Taobao بود و اولین بار که منتشر شد باورش نمی‌شد.

چرا باور نمی کنید که تائوبائو می تواند این کار را انجام دهد؟

چون در آن زمان، طرز فکر او نسبتاً ابتدایی بود. او هنوز جوان بود، در دانشگاه درس می‌خواند و دوراندیشی جک ما در مورد تجارت الکترونیک را نداشت.

بعد، احساس می‌کنم این لباس‌ها و کفش‌های سنتی دنیا را باید درجا امتحان کرد، پوشید و در آینه نگاه کرد تا قبل از تصمیم‌گیری برای خرید آن اثر را ببیند؟

سپس من استفاده Taobao از وب‌سایتی را که به مردم اجازه می‌دهد چیزهایی بخرند، درک نمی‌کنم، که بسیاری از مردم فکر می‌کنند واقعی نیست.بنابراین وقتی تائوبائو برای اولین بار منتشر شد، اگرچه ثبت شد، اما ما به او خوشبین نبودیم.

پشیمان باشید که به Taobao.com نگاهی پایین بیاورید

سپس در چند سال بعد، افراد زیادی در اطراف او بودند که از تائوبائو پول درآوردند، و از تائوبائو درآمد داشتند، این یک واقعیت است.

بعد با دیدن این واقعیت معماهای زیادی به وجود آمد که در گذشته نمی توانستم آن ها را بفهمم یا تمام شبهات برطرف شد.

با دیدن افراد دیگری که پول در می آورند، و سپس می خواهید در Taobao شرکت کنید، چرا می خواهید در Taobao شرکت کنید؟او کسب و کار خود را در سال 2008 شروع کرد. در طول دوره تجاری، آقای ف روی یک پروژه کار می کرد، یعنی تلفن 400.

در حین کار بر روی این پروژه، هنوز زمان و انرژی زیادی باقی مانده است، بنابراین احساس کسل کننده ای می کنم.

چیکار میکنی اون موقع همه فروشگاه تائوبائو باز کردند و بعد شنیدم فروشگاه های تائوبائو خیلی سود دارن.

سپس، بسیاری از مردم برای افتتاح یک فروشگاه Taobao رفتند.

باز کردن یک فروشگاه Taobao، بلکه برای پاسخ به سوالات، بلکه امتحانات.

سپس، امتحان گذشت، اما چیزی برای فروش در فروشگاه وجود نداشت، و سپس به انبار رفت.

برو بخر و بعد چی بفروش؟

اون موقع اتفاقا نیمه دوم زمستون بود و من نمیدونستم چی بفروشم؟

با این حال اون موقع به وضوح یادش اومد که به روز ولنتاین میرسه، روز ولنتاین گل و شکلات بیشتر شده بود و احساس میکرد که میخواد شکلات بفروشه!

فروش شکلات بدون عرضه...

اگر عرضه نشد، برای جستجو به علی بابا بروید.

در نتیجه، در پکن، من واقعا یک تامین کننده شکلات پیدا کردم.

سپس دو هزار دلار خرج کرد تا جعبه بزرگی از شکلات را در دست بگیرد.

در اینجا چند سوال وجود دارد ...

اول اینکه او یک شرکت مواد غذایی نیست.

اگر شکلات به نام تامین کننده باشد، باید از سیستم قیمت تامین کننده پیروی کند، اما نمی خواهد از سیستم قیمت تامین کننده پیروی کند.

تفکر اشتباه محصول

بسیاری از مردم می خواهند مارک های خود را بسازند و سپس قیمت های خود را بگیرند.به این ترتیب کنترل بیشتری وجود دارد و این در مورد افراد متفکر محصول صدق می کند.

با نگاهی به گذشته، او در سال 2010 بود و به فکر محصول بود.

اکنون بسیاری از ما کارآفرینان، او هنوز در فکر محصول باقی مانده است

دوم اینکه باید خودم این کار را انجام دهم.

بدیهی است که این یک OEM توسط سازنده برای من است، اما من آنها را با نام آنها صدا نمی کنم.

دلیل عدم نام بردن از مردم این است که می خواهم قدرت قیمت گذاری خودم را داشته باشم.اگر اسم کسي صدا شود بيست مي دهد و من بيست مي دهم و او هشتاد مي دهد و من هشتاد مي دهم پس خيلي منفعل است.

فرض کنید قیمتی که به من داد شصت و پنج دلار بود.سپس اگر او XNUMX را تعیین کند، من فقط XNUMX یوان وسط دارم و سود من بسیار کم است.اما گفتم اسمم را صدا زدم، بعد می توانم نود، صد یا حتی صد و بیست، صد و هجده قیمت کنم.

چرا برندهای زیادی از محصولات مشابه در مشاغل خرد وجود دارد؟

بنابراین، اکنون همه می بینند که مارک های بسیاری از محصولات مشابه در مشاغل خرد وجود دارد، در واقع این تعجب آور نیست.

پشت این هسته این شخص قرار دارد، او می خواهد قیمت را کنترل کند و می خواهد سود بیشتری به دست آورد.

علاوه بر این، این نیست که او آنقدر خوب است، و سپس چگونه این کار را انجام دهد، در واقع، او نیست، او فقط به او کمک می کند تا OEM را از دیگران انجام دهد.

خودش یک برند ایجاد کرد و خودش از سیستم قیمت پیروی کرد و هدف از تعیین قیمت کسب سود بیشتر است و در عین حال ابتکار عمل در بازار را نیز دارد.

این همان کاری است که متفکران محصول باید انجام دهند.

اون موقع یه تامین کننده هم داشت و بعد جعبه رو درست کرد هدف از ساختن جعبه اینه که بسته بندیش متفاوت باشه اگه میخوای براتون بسته بندی کنید مثل تولید کننده میاد پس نمیتونید انجام دهید.

بنابراین او نزدیک به XNUMX یوان خرج کرد تا یک دسته از جعبه‌های گران‌قیمت را چاپ کند، زیرا احساس می‌کرد که با فروش شکلات، جعبه‌ها خیلی ارزان هستند، قطعاً نه، باید گران‌قیمت باشد، و این محصول می‌تواند مطابقت داشته باشد. .

شکلات‌های روز ولنتاین

سپس جعبه چاپ شد، مغازه بازسازی شد و باز شد.

باز شد و به محض اینکه این شکلات به قفسه ها رسید، واقعاً عده ای آن را خریدند، اما این مشتری یک خرده است، چرا؟

چون عجله دارد در روز ولنتاین شکلات بفرستد.

من با تحویل اکسپرس مخالفم و می گویم تحویل اکسپرس قطعاً نمی تواند جلو بیفتد!

بعد چون تو همون شهر هست معمولا راهی نیست مشتری پرسید همون شهر میتونه تحویل بگیره؟

بعد از آنجایی که این تجارت اولین تجارت او بود، دندان هایش را به هم فشرد و به فکر عدم فروش آن افتاد که خیلی خوب نبود.

آن را بفروشید و نیروی انسانی بگیرید تا اجرا کنید.

سپس او موافقت کرد و مشتری در آن زمان فقط XNUMX یوان به او داد.

در واقع، هزینه او، به علاوه بسته بندی، چه افتضاح، او پانزده دلار درآمد.

مشتری از او خواست دوباره کالا را درب منزل تحویل دهد و او چاره ای جز اجازه دادن به کارمندان شرکت نداشت.

سپس هر بار که یکی از کارمندان شرکت بیرون می رود، باید به آنها پول اضافی بدهد.

اگرچه آنها کارمند خودشان هستند، اما حقوق پایه به آنها پرداخت می شود.

سپس، زمانی که برای یک سفر بیرون می روید، XNUMX یوان به انجام کارها اضافه می کنید!

انجام کارهای روزمره

به خاطر انجام کارش حتی پول هم از دست داد...

سپس او فقط Taobao را برای خودش تجربه کرد، سپس تجارت کرد و سپس پول از دست داد.

بعد احساس کردم تائوبائو خوب نیست، اگر اینطوری بازی کنی این چیز خوب نیست.

چرا که نه؟

  1. اولاً اینجا رقابت خیلی زیاد است، شما به دیگران می فروشید، اما در واقع همه یکسان هستند.
  2. اگرچه جعبه را عوض کردی، اما سوپ را عوض کردی، اما دارو را نه،
  3. شما فقط یک بسته بسته بندی شده خود را به آن چیزهای داخل اضافه کردید و کودک را داخل بسته بندی کردید.

بنابراین، رقابت Taobao یک رقابت غیر انسانی است، می دانید؟

جعبه را باز می‌کنی، شکلات داخلش شبیه توست.

آن چیز، افراد هنگام جستجوی آن نرخ پرش بالایی دارند و بلافاصله پس از مشاهده آن را ترک می کنند.

بعد برو یه جای دیگه ببینی این مشتری نقدینگی خیلی بالایی داره و قیمت شما نمیتونه خیلی بالا باشه!

چون وقتی قیمت شما بالاست، مردم احمق نیستند، مقایسه می کنند.

بنابراین، اگر در Taobao مغازه ای باز کنید و تجارت کنید، حتی اگر برند خودتان باشد و خودتان آن را بسته بندی کنید، باز هم نمی توانید آن را به قیمت بالایی بفروشید.

به دلیل قیمت بالای شما، مردم آن را نمی خرند، بنابراین انجام تجارت در Taobao بسیار ناراحت کننده است.

وقتی این روند را دید، نیمه دل شد و گفت که تائوبائو همه گفته اند که مادرش پول درآورده است، اما او احساس می کند که این چیز خوب نیست.

رقابت شدید در تجارت الکترونیک

اصلاً اینطور نیست. رقابت در تجارت الکترونیک خیلی شدید است!

سپس در سال 2010 بود و رقابت شدید بود و اکنون می توان آن را وحشتناک توصیف کرد ...

در حال حاضر تائوبائو اساساً اگر پول درآورد ضرر می کند و بازرگانان پول را از دست می دهند و پول در می آورند.

اما هیچ راهی وجود ندارد، شما آن را به دیگران نمی فروشید، فقط یک چنین بازاری است.

او در آن زمان آن را دید، آن را احساس کرد و سپس تسلیم شد...

در مورد دسته شکلات های او، چون همیشه زمستان بود، در داخل خانه بخاری وجود داشت و دمای بیرون در زمستان نسبتاً پایین بود.

برای قرار دادن شکلات در بالکن، بالکن نسبتا سرد است، برای نگهداری مناسب تر است.

با گذشت زمان، در ابتدا تمایلی به دور انداختن خودم از خوردن نداشتم.

بعدش داغ شد و بعد شکلات آب شد چاره ای نبود و بالاخره انداختمش دور.

این کسب‌وکار خودش است و برای راه‌اندازی یک کسب‌وکار متعلق به یک وضعیت بی‌معنا است.

چرا هیچ راهی برای راه اندازی کسب و کار وجود ندارد؟

  • از آنجا که هیچ کس شما را هدایت نمی کند، شما همیشه بر آگاهی ذهنی خود تکیه می کنید و می توانید هر کاری که فکر کنید انجام دهید.
  • شما نمی‌فهمید و نمی‌فهمید، باید هزینه‌های تحصیل، اتلاف وقت، هدر دادن احساسات و در نهایت شکست خوردن باشد...

در واقع، بسیاری از افراد جامعه امروزی همچنان مسیر گذشته ف را دنبال می کنند، یعنی او هم می خواهد کسب و کاری راه بیندازد:

  • اما چه چیزی خلق می کنید؟کسب و کار را از کجا شروع کنیم؟او همچنین نه پروژه های کارآفرینی دارد، نه پول زیادی دارد، نه اطلاعات زیادی دارد و نه افراد قدرتمندی دارد که او را راهنمایی کنند...
  • او همه چیز خودش را دارد که به آرامی کاوش کند. مردم می گویند که Taobao پول در می آورد، پس به Taobao بروید؛ مردم می گویند که این JD.com پول در می آورد و JD.com است، درست است؟
  • وقتی مردم برای پول درآوردن چیزی می گویند، او این کار را انجام می دهد، به این ترتیب، او همیشه در حالت بسیار منفعل است و نمی داند چگونه میانبر را انتخاب کند.

در هر صورت این مدل سنتی کارآفرینی است که اول محصولات تولید می کند و اول کاربران جمع نمی کند، باید خیلی عقب مانده باشد و ضرر بزرگی متحمل شوید.

پسر F متوجه شد که در راه اندازی کسب و کار در Taobao شکست خورد زیرا انباشت کافی نداشت، بنابراین از فضای QQ برای نوشتن یک دفتر خاطرات برای جمع آوری در سال 2014 استفاده کرد. چه چیزی جمع آوری کرد؟

البته، اولین قدم جمع کردن کاربران است. مزایای نوشتن دفتر خاطرات توسط F: او با نوشتن دفتر خاطرات در QQ Space، 200 میلیون یوان درآمد کسب کرد.

نتیجه

در نتیجه: اگر روش‌های بازاریابی و تبلیغات آنلاین را درک نکنید ، افتتاح فروشگاه در Taobao قطعاً درآمدی نخواهد داشت و به احتمال زیاد پول زیادی را از دست خواهید داد...

یک رویکرد رایج در بازاریابی وی‌چت این است که ابتدا محصول داشته باشید و سپس کاربران را جذب کنید. بسیاری از صاحبان کسب‌وکار وی‌چت کسب‌وکار خود را از این طریق شروع می‌کنند، اما در نهایت ثروت زیادی را از دست می‌دهند...

پس چه باید کرد؟هیچی، راه حل بهتری هست؟

چن ویلیانگپیشنهاد می دهد

ایده ساخت یک محصول را به ایده کاربر بودن تبدیل کنید - ابتدا کاربر، سپس محصول.

استراتژی اولویت با کاربر، اولویت دوم محصول

1) ابتدا کاربر و سپس استراتژی محصول

  • یعنی ابتدا کاربران را تا حدی جمع آوری کنید.
  • پس از آن، با توجه به نقاط درد و نیاز کاربر، محصولات یا خدمات با کیفیت بالا را برای کسب درآمد ارائه دهید.

2) چگونه کاربران را جمع آوری کنیم؟

  • رسانه های جدیداین یک روند اینترنتی است و WeChat پر استفاده ترین ابزار اجتماعی است.
  • ما می توانیم از پلتفرم های رسانه ای جدید و حساب های عمومی وی چت برای جمع آوری کاربران استفاده کنیم.

3) چگونه بازاریابی وی چت را برای تبلیغ حساب رسمی انجام دهیم؟

امیدوارم مقاله «آیا هنوز هم می‌توان با افتتاح فروشگاه در تائوبائو پول درآورد؟ داستان کارآفرینی پکن» که در وبلاگ چن ویلیانگ ( https://www.chenweiliang.com/ ) به اشتراک گذاشته شده است، برای شما مفید باشد.

لینک این مقاله را به اشتراک بگذارید: https://www.chenweiliang.com/cwl-557.html

برای کشف ترفندهای مخفی بیشتر🔑، به کانال تلگرام ما بپیوندید!

اگر دوست داشتید به اشتراک بگذارید و لایک کنید! اشتراک گذاری ها و لایک های شما انگیزه ادامه دار ماست!

 

发表 评论

您的邮箱地址不会被公开。必填项已用*标注

رفته به بالا