فهرست مقاله
تجارت الکترونیکیمطلبی ضروری برای صاحبان کسب و کار: ۳ استراتژی برندسازی با بازگشت سرمایه بالا برای افزایش ۲۰۰ درصدی قیمت محصولات ممتاز شما.
هنوز هم کورکورانه پول خرج میکنم تابازاریابی اینترنتیاین مقاله به طور خاص برای صاحبان مشاغل کوچک و متوسط و کارآفرینان تجارت الکترونیک طراحی شده است و تجزیه و تحلیل عمیقی از سه استراتژی اصلی برای ساختن یک برند با بازگشت سرمایه بالا ارائه میدهد!
بدون نیاز به بودجه هنگفت، از طریق دقتموقعیت یابیاین رویکرد محتوامحور و استراتژی اعتمادسازی به شما کمک میکند تا به سرعت نفوذ برند خود را افزایش داده و به افزایش ۲۰۰ درصدی ارزش محصول دست یابید. این شامل مطالعات موردی دنیای واقعی از صنایع مختلف است که به شما میآموزد چگونه ترافیک را به مشتریان حفظشده تبدیل کنید، مشتریان هدفمند را جذب کنید تا به طور فعال شما را جستجو کرده و از شما خرید کنند. این راهحل عملی راهاندازی برند را دریافت کنید!
بگذارید اول احساساتم را با شما در میان بگذارم.
در طول این سالها، با دوستان زیادی آشنا شدهام که کسبوکارهای تجارت الکترونیک را اداره میکنند و بسیاری از آنها بلافاصله میخواهند یک برند بسازند. آنها شرکتهای طراحی را برای طراحی لوگو استخدام میکنند، افرادی را برای نوشتن داستانهای برند استخدام میکنند و در مورد «برخاستن از...» صحبت میکنند.زندگی«شور و شوقی برای زندگی»، «ادای احترام به تک تک شما که تلاش میکنید»—من همیشه از این نوع عبارات متأثر میشوم. نه اینکه اشتباه باشند، بلکه ترتیب آنها اشتباه است.
من دوستی را میشناسم که لوازم خانگی کوچک تولید میکند و برند او اکنون در Tmall کاملاً موفق است. اما میدانید چطور شروع کرد؟ این کار بر اساس هیچ مفهوم برندی نبود؛ فقط یک آبمیوهگیری کوچک بود که ۶۹ یوان قیمت داشت. شبیه یک فنجان بود و میتوانستید با اتصال کابل USB از آن استفاده کنید. او فقط با همان یک محصول، بیش از ۸۰،۰۰۰ واحد را در یک ماه فروخت.
تنها پس از جذب این گروه از کاربران، او به فکر برندسازی افتاد.

هنگام ساختن یک برند، ترتیب از آنچه فکر میکنید مهمتر است.
این واقعاً من را تحت تأثیر قرار داد. صادقانه بگویم، برندهای تجارت الکترونیک که واقعاً موفق میشوند، اغلب در ابتدا به داستان برند متکی نیستند، بلکه به یک محصول پرفروش متکی هستند.
پدیده «محصولات پرفروش» جذاب است. آنها نوع کاربرانی را که جذب میکنید و در نهایت، جایگاه آینده برند شما را تعیین میکنند. یک پایه تلفن ۹.۹ یوانی، مصرفکنندگان حساس به قیمت را جذب میکند. یک نظمدهنده رومیزی ۲۰۰ یوانی، کسانی را که مایل به پرداخت هزینه برای زیبایی هستند، جذب میکند. پروفایلهای کاربران از کجا میآیند؟ نه از ایدههای دفتر شما، بلکه از فرآیند انتخاب طبیعی محصولات پرفروش.
یک محصول پرفروش، نقطه شروع واقعی برای یک برند است.
بعد از اینکه یک محصول پرفروش داشتید چه اتفاقی میافتد؟
بسیاری از مردم فکر میکنند همین که یک محصول پرفروش شود و پولساز باشد، کافی است؛ فقط کافی است به سرعت بازار را گسترش دهید و ثروت بسازید. اما طبق تجربه شخصی من، اگر فقط به عنوان ابزاری برای کسب درآمد با آن رفتار کنید، بزرگترین ارزش آن را هدر میدهید.
ارزش واقعی یک محصول پرفروش این است که به عنوان نقطه ورود برند عمل میکند.
برای کسب درآمد از یک محصول پرفروش عجله نکنید. قیمت را به اندازه کافی تأثیرگذار تعیین کنید، میزان دیده شدن را به حداکثر برسانید و پایگاه کاربران را افزایش دهید. در این مرحله، هر ریالی که از دست میدهید، برای برند شما ترافیک میخرید. رویکرد دوستم این بود که به سختی از خود آبمیوهگیری درآمد کسب کند، اما هر کسی که یکی از آنها را میخرید، یک کارت با کد QR برای پیوستن به گروه رسانههای اجتماعی او دریافت میکرد. این گروه محصول دیگری را تبلیغ کرد: یک دستگاه آبمیوهگیری قابل حمل که همراه آن ارائه میشد و حاشیه سود بسیار بالاتری داشت. یک محصول پرفروش...زه کشیمحصولات بعدی درآمد ایجاد میکنند.
این منطق ساده به نظر میرسد، اما تعداد بسیار کمی از مردم میتوانند واقعاً آن را انجام دهند. چرا؟ چون وقتی میبینید یک محصول پرفروش هر روز هزاران واحد میفروشد، وسوسه خیلی زیاد میشود؛ نمیتوانید در برابر افزایش قیمتها مقاومت کنید و میخواهید پول بیشتری به دست آورید. اما اگر قیمتها را افزایش دهید، ترافیک را از دست میدهید و مشتریانتان پراکنده میشوند. تنها با مقاومت در برابر این وسوسه میتوانید یک برند بسازید.
تجارت الکترونیک محتوا، محصولات را به یک سبک زندگی تبدیل میکند.
بیایید بحث در مورد تجارت الکترونیک محتوا را ادامه دهیم.
وقتی یک محصول پرفروش دارید، قطعاً باید در تجارت الکترونیک محتوامحور مشارکت کنید. بسیاری از مردم این مرحله را نادیده میگیرند. تجارت الکترونیک مبتنی بر قفسه فقط میتواند محصولات را نمایش دهد - یک تصویر و یک متن کوتاه - و کاربران پس از مشاهده، سایت را ترک میکنند. اما تجارت الکترونیک محتوامحور متفاوت است؛ به شما کمک میکند تا مفاهیم، سناریوها و ارزش درک شده پشت محصول را به طور کامل توضیح دهید.
بگذارید دوباره آن آبمیوهگیری را مثال بزنم.Taobaoموارد فوق فقط چند تصویر هستند، اما وقتی صحبت از TikTok/ میشودترموولو和کتاب قرمز کوچکالان همه چیز فرق کرده است. بعضیها دارند ویدئوهای خودشان را در حال درست کردن یک لیوان آبمیوه در عرض یک دقیقه صبح درست میکنند، بعضیها ویدیوهای خندهداری از آبمیوهگیری مخفیانه در محل کار میسازند و بعضیها از آن برای جبران ویتامینهای بدن بعد از ورزش استفاده میکنند. ترکیب همه این محتواها، آن آبمیوهگیری ۶۹ یوانی را از یک «محصول ارزان» به یک «انتخاب سبک زندگی» تبدیل کرده است. کاربران نه قیمت، بلکه تجربه را به خاطر میسپارند.
برند چیست؟ برند تداعیگری است که وقتی کاربر به چیزی فکر میکند، به ذهنش خطور میکند. پلتفرمهای تجارت الکترونیک نمیتوانند این تداعیگری را ایجاد کنند؛ فقط محتوا میتواند.
راستش را بخواهید، من هنوز خودم در حال کشف این موضوع هستم. در ابتدای پروژه تجارت الکترونیک خودم، من هم در تولید محتوا خیلی خوب نبودم؛ فقط از محصولات عکس میگرفتم و آنها را منتشر میکردم، اما هیچکس به آنها نگاه نمیکرد. بعداً یاد گرفتم که محصولات را در سناریوهای واقعی و در زندگی کاربران قرار دهم و نتایج به تدریج بهبود یافت. ممکن است در ابتدا کمی ناشیانه باشد و بیشتر از آنچه انتظار دارید طول بکشد، اما این قطعاً یک مرحله ضروری است.
سه استراتژی برای شکستن بنبست: خلق یک اثر پرفروش، ایجاد حضور محتوایی قوی و ترکیب رویکردهای مختلف.
با توجه به این همه بحث، حالا که به گذشته نگاه میکنم، کل منطق را میتوان در سه حرکت خلاصه کرد.
اولین استراتژی، خلق یک محصول پرفروش برای نفوذ در بازار است. بلافاصله به داستانهای برند فکر نکنید. ابتدا، از یک محصول برای ایجاد جایگاه ویژه در بازار استفاده کنید، از یک محصول پرفروش برای تعریف جایگاه خود استفاده کنید و به اولین دسته از کاربران اطلاع دهید که شما چه کسی هستید.
استراتژی دوم، تثبیت برند شما از طریق محتوا است. بعد از اینکه یک محصول پرفروش داشتید، فقط روی قفسه ننشینید و آن را نفروشید. برای تولید محتوا، توضیح سناریوها و ارزش پشت محصول، به پلتفرمهایی مانند Douyin و Xiaohongshu مراجعه کنید. تنها در این صورت است که کاربران واقعاً شما را به خاطر خواهند سپرد.
استراتژی سوم، استفاده از ترکیبهای محصول است. برای کسب درآمد از یک محصول پرطرفدار عجله نکنید؛ آن را به عنوان یک نقطه ورود به برند در نظر بگیرید و از ترکیبهای محصول بعدی برای ایجاد سود استفاده کنید. بدون ترکیبهای محصول، یک محصول پرطرفدار فقط یک کسب و کار تولید ترافیک یکباره است.
این دوازده شخصیت، جوهره اصلی هستند:محتوای موفق راه را هموار میکند، جایگاهی برای خود ایجاد میکند و ترکیبی از استراتژیها سود قابل توجهی به همراه دارد.
در پایان بنویسید
در نهایت، تمام احساساتم را میتوان در یک جمله خلاصه کرد.
برند چیزی نیست که در موردش فریاد بزنید. چیزی نیست که بتوانید با صرف دهها هزار دلار برای یک داستان برند و قرار دادن چند تبلیغ، آن را ایجاد کنید. یک برند با محصولات پرفروش، محتوای جذاب و یک سبد محصول قوی ساخته میشود. ترتیب بسیار مهم است: ابتدا محصولات پرفروش ایجاد کنید، سپس محتوا بسازید و در نهایت، از طریق یک سبد محصول متنوع، سود کسب کنید. هر مرحله مشکلات خود را دارد، اما هیچکدام را نمیتوان نادیده گرفت.
نمیدانم این ایدهها پخته هستند یا نه؛ فقط احساسات خالصانهای هستند که در چند سال گذشته داشتهام. اگر شما هم در مسیر ساختن یک برند هستید، امیدوارم برایتان مفید باشند.
وبلاگ امید چن ویلیانگ ( https://www.chenweiliang.com/ مقاله «به سوزاندن پول نه بگویید! ۳ تکنیک کاربردی کمهزینه برای جذب برند و ایجاد ترافیک در تجارت الکترونیک را بیاموزید» که در اینجا به اشتراک گذاشته شده است، ممکن است برای شما مفید باشد.
به اشتراک گذاری لینک این مقاله خوش آمدید:https://www.chenweiliang.com/cwl-34292.html
