فهرست مقاله
مستقیمترین راه برای خلاص شدن از شر یک رئیس این است که به او فرصت فکر کردن ندهید!
یه جمله ی دلخراش دارم:رئیس از فقر نمیمیرد، بلکه از نداشتن وقت برای فکر کردن میمیرد.
متوجه شدید؟
بسیاری از رئیسان تمام روز مثل فرفره در حال چرخیدن هستند.
امروز کارمند اشتباهی مرتکب شد و برای گرفتن راهنمایی پیش شما آمد.
مشتری فردا درخواست قیمت خواهد کرد و شما شخصاً پیگیری خواهید کرد.
اگر تأمینکننده پسفردا برای دریافت وجه بیاید، شما هنوز هم باید وجه را پرداخت کنید.
در نتیجه، پس از یک روز،ذهنم پر از «آتشنشانی» است و هیچ راهبردی ندارم.
مرزهای کاری بین رئیسان و کارمندان کاملاً متفاوت است
چرا گفته میشود که مستقیمترین راه برای خلاص شدن از شر یک رئیس، مشغول کردن او با مسائل بیاهمیت است؟
زیرا مسئولیتهای اصلی روسا و کارمندان کاملاً متفاوت است.
کارمندان باید روی انجام کارها تمرکز کنند «چیزهایی که تغییر نمیکنند».
رئیس باید تمرکز کند «چیزهایی که تغییر میکنند».
آن چیز تغییرناپذیر چیست؟
اینها وظایف اجرایی هستند که باید هر روز، بارها و بارها انجام شوند و نیازی به تفکر عمیق ندارند.
برای مثال، بهروزرسانی جدول محصولات رقابتی.
برای مثال، رسیدگی به پاسخهای پس از فروش.
مثلاً وارد کردن اطلاعات فروش روزانه.
کارمندان میتوانند این وظایف را به طور کامل از طریق فرآیندهای استاندارد انجام دهند.
چه چیزی در حال تغییر است؟
محیط در حال تغییر است.
مشتریان در حال تغییر هستند.
حریف در حال تغییر است.
شرکتها چگونه باید به این تغییرات واکنش نشان دهند؟
فقط رئیس میتواند این تغییرات را ببیند و تصمیماتی بگیرد که واقعاً شرکت را زنده و بهتر نگه دارد.
این میدان نبرد واقعی برای رئیسها است.
مشغول ≠ ارزشمند

بعضی از رئیسها فقط عاشق شلوغ بودن هستند.
تلفن هر روز مدام زنگ میخورد، تا پاسی از شب به پیامهای گروهی پاسخ میدهم، و همچنین باید شخصاً پیگیری کنم که آیا هر سفارش ارسال میشود یا خیر.
به نظر سخت کوش میاد، اما در واقع همینطوره «از پشتکار تاکتیکی برای پوشاندن تنبلی استراتژیک استفاده کنید».
از تفکر چک لیست برای جدا کردن «مهم» از «فوری» استفاده کنید
برای مثال، شرکتی را که دیدم در نظر بگیرید.
کارمندان برای انجام کارها به مدیریت چک لیست متکی هستند.
رقبایتان را زیر نظر دارید؟ ما یک میز داریم.
تحلیل دادههای داخلی؟ ما جداول داریم.
هر وظیفه به یک چک لیست ساده از کارهایی که باید انجام شود، تقسیم میشود.
کارمندان فقط باید از چک لیست پیروی کنند و نیازی به فکر کردن به اینکه «چرا این کار را انجام میدهند» ندارند.
رئیس باید تهیهکننده و بهینهکنندهی لیست باشد
رئیس قرار است چه کار کند؟
یک تهیهکنندهی لیست باشید.
یک بهینهساز لیست باشید.
وقتی محیط بیرونی تغییر میکند، به این موارد فکر کنید:
这意味着什么؟
خواستههای مشتریان چگونه تغییر کرده است؟
فرصتهای بازار کجا هستند؟
چه اصلاحاتی باید توسط شرکت انجام شود؟
سپس به عقب برگردید تا فرآیندهای داخلی و چک لیستها را بهینه کنید و اجازه دهید کارمندان آنها را اجرا کنند.
دام واقعی برای خراب کردن رئیستان: غرق شدن در چیزهای بیاهمیت روزانه
وقتی رئیس با انواع و اقسام مسائل بیاهمیت هدایت میشود و هر روز «آتشها را خاموش میکند»، دیگر انرژی لازم برای تفکر و تصمیمگیریهای واقعاً مهم را ندارد.
این آغاز رکود یا حتی افول شرکت است.
چرا بسیاری از رئیسان نمیتوانند از مسائل بیاهمیت صرف نظر کنند؟
اول، آنها میترسند که کارمندان کارشان را به خوبی انجام ندهند و نگران اشتباه کردن هستند.
دوم، باور داشته باشید که شما سریعترین و پایدارترین هستید.
سوم، کارمندان برای حل مستقل مشکلات آموزش ندیدهاند.
استانداردسازی، جدولبندی، SOP
اگر میخواهید از درگیر شدن با مسائل بیاهمیت جلوگیری کنید، باید یاد بگیرید که تمام کارهایی را که کارمندان میتوانند انجام دهند، استانداردسازی کنید.
یک جدول درست کنید.
آن را در SOP بنویسید.
با فرآیندها مدیریت کنید، نه با دهان یا چشمانتان.
وقتی رئیس برای فکر کردن وقت میگذارد، به شرکت فرصتی برای بقا میدهد.
رئیس به چه چیزی فکر میکند؟
استراتژیک فکر کنید.
تغییرات محیطی را در نظر بگیرید.
در نظر بگیرید که رقبای شما چه کاری انجام میدهند.
نیازهای جدید مشتریان را در نظر بگیرید.
در مورد چگونگی ساخت خندق فکر کنید.
به این فکر کنید که چگونه منحنی رشد بعدی را پیدا کنید.
کارمندان شما نمیتوانند این کار را برای شما انجام دهند.
چگونه بفهمیم که رها شدهایم؟
کارهای پیش پا افتادهای را که کارمندان میتوانند هر روز انجام دهند، حل کنید.
من هر روز روند، جزئیات و پیشرفت را زیر نظر دارم.
هر روز پر از اصرار، پاسخ و آتشنشانی است.
اگر چنین است، پس در مسیر نابودی هستید.
چگونه میتوان از معضل غرق شدن در مسائل بیاهمیت رهایی یافت؟
اول، هر کاری که هر روز انجام میدهید را بنویسید.
دوم، مشخص کنید که کارمندان کاملاً قادر به انجام چه کاری هستند.
سوم، این وظایف را به فرآیندها، فرمها و SOPها تبدیل کنید.
چهارم، به کارمندان قدرت اجرا بدهید.
پنجم، برای فکر کردن به آینده و گرفتن تصمیمات مهم وقت بگذارید.
گول شلوغی و ازدحام را نخورید
بسیاری از رؤسا فکر میکنند که مشغول بودن به معنای کارآمد بودن آنهاست.
اما مشغول بودن به معنای خلق ارزش نیست.
ارزش واقعی در تفکر، انتخاب و تصمیمگیری است.
جوهره تفکر، «خالی کردن» خود است.
تفکر به زمان خالی نیاز دارد.
برای بررسی مسئله باید محور زمان را گسترش دهیم.
نیاز به تجزیه و تحلیل آرام مشتریان، رقبا و روندهای صنعت.
اگر رئیس از توقف و تفکر خودداری کند، مشکلات تاکتیکی همیشه فضای استراتژیک او را خواهند بلعید.
هزینه «وقت نداشتن برای فکر کردن» خیلی بالاست
وقتی وقت فکر کردن ندارید، فقط میتوانید تصمیماتی در سطح اجرایی بگیرید.
مهم نیست تصمیماتی که در سطح اجرا گرفته میشوند چقدر خوب باشند، آنها فقط تلاش و کوششی بیارزش هستند.
آنچه واقعاً سرنوشت یک شرکت را تعیین میکند، انتخابهای استراتژیکی است که پس از تفکر عمیق انجام میشوند.
چرا به نظر میرسد روسای خوب «بسیار تنبل» هستند؟
آنها به ندرت به مسائل پیش پا افتاده ای که کارمندانشان از عهده اش بر می آیند، می پردازند.
آنها بیشتر وقت خود را صرف مطالعه، تفکر و مشاهده میکنند.
وقتی واقعاً «دستهایشان کثیف میشود»، دارند تصمیمات حیاتی میگیرند.
«مشغله» را به کارمندان و «فکر کردن» را به خودتان واگذار کنید
اگر میخواهید شرکتتان سریعتر پیش برود، رئیس باید یاد بگیرد که:
«دویدن» را به کارمندان بسپارید.
«جهتهای نگاه کردن» را به خودتان واگذار کنید.
نتیجهگیری: تفکر فنجان خالی، برترین توانایی رئیس است
از بُعدی بالاتر، توانایی واقعی رئیس در میزان کاری که میتواند انجام دهد نیست، بلکه در این است که آیا میتواند «یک فنجان خالی» را نگه دارد و پیوسته تفکر و انتخابهای استراتژیک روشنی ارائه دهد یا خیر.
شما باید تمرکز استراتژیک خود را حفظ کنید.
شما باید جرات کنید و از «مشغله زیاد» در سطح اجرا دست بکشید و برای خودتان وقت بگذارید تا فکر کنید و یاد بگیرید.
تو باید اون باشی «کسی که نمیخواهد مزاحمش شوند»، میتواند از طریق تأملات بیشمار، مسیر رشد واقعی شرکت را پیدا کند.
خلاصه
مستقیمترین راه برای خلاص شدن از شر یک رئیس این است که هر روز هیچ وقتی برای فکر کردن به او نگذارید.
مرزهای مسئولیتها بین روسا و کارمندان متفاوت است. روسا باید روی «تغییر چیزها» تمرکز کنند در حالی که کارمندان روی «چیزهای تغییرناپذیر» تمرکز میکنند.
درگیر مسائل بیاهمیت نشوید. فرآیندها را استاندارد کنید، آنها را به جداول و رویههای عملیاتی استاندارد تبدیل کنید و از کارمندانتان بخواهید که آنها را اجرا کنند.
اینکه رئیس برای فکر کردن وقت بگذارد، کلید بقا و رشد شرکت است.
میدان نبرد واقعی در استراتژی است، نه در مسائل پیش پا افتاده.
اگر میخواهید شرکتتان برای مدت طولانی دوام بیاورد، همین الان شروع کنید و به خودتان زمان بدهید تا فکر کنید، بینش پیدا کنید و تصمیم بگیرید.
این سرنوشت رئیس و همچنین آزادی اوست.
وبلاگ امید چن ویلیانگ ( https://www.chenweiliang.com/ مقالهی «آیا رئیس شما آنقدر سرش شلوغ است که نمیتواند فکر کند؟ در اینجا چند روش عملی برای خلاص شدن سریع از شر مشغله و افزایش عملکرد شرکت شما ارائه شده است!» ممکن است برای شما مفید باشد.
به اشتراک گذاری لینک این مقاله خوش آمدید:https://www.chenweiliang.com/cwl-33019.html
