فهرست مقاله
در اینتجارت الکترونیکیدر این دوران رقابت نفسگیر، اگر هنوز برای افزایش بهرهوری به نظارت بر حضور به موقع کارمندان متکی هستید، ممکن است شرکت شما تنها به اندازه یک محصول پرفروش با ورشکستگی فاصله داشته باشد.
چگونه میتوان کارایی کارکنان را در شرکتهای تجارت الکترونیک بهبود بخشید؟
بسیاری از صاحبان مشاغل به محض اینکه چشم خود را هر روز باز میکنند، شروع به محاسبه حساب و کتاب میکنند. با نگاهی به حاشیه سود ناچیز، نمیتوانند از بهرهوری پایین منابع انسانی ابراز تاسف نکنند.
در اصل، اصطلاح «کارایی انسانی» به این اشاره دارد که هر فرد چقدر میتواند برای شرکت پول واقعی تولید کند.
اگر احساس میکنید کارمندانتان ناکارآمد هستند، برای نظارت بر صفحه نمایش کامپیوتر آنها عجله نکنید، زیرا مشکل اغلب به فرد مسئول مربوط میشود.
اولین نکته کلیدی که باید در مورد آن بحث کنیم این است که برای بهبود کارایی، نباید ابتدا روی کارمندان تمرکز کنیم، بلکه باید کسب و کار را از ابتدا درک کنیم.
بسیاری از رئیسان وسواس «بیشتر و بیشتر خواستن» دارند. امروز میبینند که پخش زنده محبوب است، بنابراین یک اتاق پخش زنده راهاندازی میکنند. فردا میشنوند که بازاریابی دامنه خصوصی میتواند پولساز باشد، بنابراین یک تیم دامنه خصوصی استخدام میکنند.
در نتیجه، عملیات خیلی بزرگ بود و وقتی حساب و کتابها انجام شد، معلوم شد که کاملاً ضررده بوده است.
شما باید یاد بگیرید که تجزیه و تحلیل مالی کاملی انجام دهید، با استفاده از دقت جراحی برای تعیین اینکه کدام بخش کسب و کار "گاو شیرده" شماست.
من شرکتهای زیادی را دیدهام که در آنها کارایی پلتفرم A ممکن است پنج برابر پلتفرم B باشد، اما رئیسشان به خاطر چیزی که «استراتژی چندکاناله» نامیده میشود، سرسختانه اصرار دارد که به پلتفرم B بچسبد.
مثل این است که یک قطعه زمین حاصلخیز با خاک سیاه داشته باشید اما برای نجات یک زمین شور-قلیایی اصرار به استفاده از مقادیر زیادی کود شیمیایی داشته باشید. این کار سختی نیست؛ این تنبلی استراتژیک است.
وقتی مشخص میشود که کارایی یک پلتفرم یا کانال ترافیکی خاص بسیار کاهش یافته است، هوشمندانهترین کار این است که ضررها را کاهش داده و دوام بیاورید.
اندازه آن کسبوکارهای کند را کاهش دهید و تمام بهترین نیروی انسانی و سرمایه را در کسبوکارهای با عملکرد بالا قرار دهید.
این نوع انتقال «مزیت محلی» میلیونها بار مؤثرتر از این است که هر روز به کارمندانتان روحیه بدهید.
همین اصل نه تنها در مورد انتخاب پلتفرم، بلکه در مورد انتخاب خط تولید نیز صدق میکند.
برخی از دستههای محصولات به طور طبیعی ترافیک را جذب میکنند و به ازای هر نفر راندمان فوقالعاده بالایی دارند؛ برخی دیگر مشکلات پس از فروش زیادی دارند و نرخ تبدیل پایینی دارند که به سادگی انرژی تیم را تخلیه میکند.
با شناسایی بخشهای با ارزش بالا و تغییر منابع بر اساس آن، بهرهوری منابع انسانی به طور طبیعی شما را در گزارشهای مالی شگفتزده خواهد کرد.

دادهها تنها معیار واقعی برای سنجش کارایی هستند، نه ساعات اضافه کاری.
بعد از بحث در مورد استراتژی، بیایید در مورد منطق مدیریت صحبت کنیم، که دومین نکته کلیدی است: شهود خود را کنار بگذارید و روی مدیریت مبتنی بر شاخص تمرکز کنید.
بسیاری از رؤسا معتقدند که یک دفتر کار با نور زیاد، نشاندهندهی اخلاق کاری قوی است، در حالی که ترک به موقع محل کار به عنوان نشانهای از نگرش ضعیف تلقی میشود.
این توهم «کوشش» دقیقاً بزرگترین سیاهچالهای است که سود شرکتهای تجارت الکترونیک را میبلعد.
مدیر عملیاتی که هر روز تا دیروقت بیدار میماند تا در رسانههای اجتماعی پست بگذارد، ممکن است حتی از GMV ماهانه بازار هم بهتر عمل نکند.
کارمندی که هر روز سر وقت محل کار را ترک میکند، ممکن است از طریق ابزارهای اتوماسیون، نرخ تبدیل را به بالاترین سطح صنعت رسانده باشد.
بین این دو، کدام یک دارایی است که شرکت واقعاً به آن نیاز دارد؟
بنابراین، ما باید معیارهای اصلی هر موقعیت شغلی را به بخشهای بسیار کوچکی تقسیم کنیم، به طوری که همه در دادهها جای بگیرند.
تمرکز عملیات بر نرخ موفقیت GMV و بازگشت سرمایه (ROI)، تمرکز خدمات مشتری بر رضایت مشتری و نرخ بسته شدن شکایت مشتری و تمرکز پخشکنندگان زنده بر نرخ تبدیل طرفدار و نرخ تبدیل فروش است.
کاری که باید انجام دهید این است که اقدامات آن دانشآموزان با موفقیت بالا را استاندارد کنید و ببینید که چگونه به اهداف خود دست مییابند.
سپس این «فرمول موفقیت» را برای همه تکرار کنید، تا همه به جای احساسات خود، از معیارها پیروی کنند.
وقتی معیارها به زبان مشترک تیم تبدیل شوند، کسانی که سعی در سوءاستفاده از موقعیت دارند، پس از فروکش کردن موج، مانند صخرهها رسوا خواهند شد.
شما باید درک کنید که بهبود کارایی انسان اساساً به معنای دقیقتر کردن اعمال است، نه به معنای اعمال بیش از حد قدرت بدنی.
این رویکرد مبتنی بر نتایج به افراد برجسته اجازه میدهد تا شأن و منزلت بیشتری داشته باشند، در حالی که به افراد معمولی جایی برای پنهان شدن نمیدهد.
فقط شکارچیانی که جرات سادهسازی دارند میتوانند در زمستان سخت، بیشترین دوام را بیاورند.
نکته سوم شاید کمی سختگیرانه باشد، اما قانون بقای صنعت تجارت الکترونیک است: وقتی زمان اخراج کارمندان فرا میرسد، هرگز تردید نکنید.
بسیاری از رئیسان مهربان هستند و فکر میکنند اگرچه یک کارمند خاص خیلی کارآمد نیست، اما هنوز هم میتواند برای شرکت درآمدزایی کند، بنابراین بهتر است او را نگه دارند.
این نوع تفکر در واقع نوعی خودکشی تدریجی است زیرا شما مهمترین هزینه - یعنی هزینه فرصت - را نادیده میگیرید.
تلاش مدیریتی، منابع اداری و حقوقی که برای این کارمند ناکارآمد سرمایهگذاری میکنید، میتوانست برای استخدام فرد توانمندتری استفاده شود.
اگر این منابع را در یک بخش با رشد بالا یا یک استعداد برتر سرمایهگذاری کنید، خروجی میتواند ده برابر مقدار فعلی باشد.
بسیاری از صاحبان کسب و کار تنها زمانی به فکر کاهش ضررهای خود میافتند که نتایج کسب و کارشان کاملاً به صفر رسیده باشد، یا حتی زمانی که شرکت دیگر توانایی تحمل ضرر و زیان را نداشته باشد.
در آن زمان، شما نه تنها پول، بلکه فرصتهای زودگذر بازار را نیز از دست دادهاید.
افراد واقعاً بیرحم، از قبل حد ضرر تعیین میکنند. برای مثال، اگر شاخصهای کلیدی عملکرد (KPI) به مدت سه ماه متوالی برآورده نشوند، باید یک فرآیند هشدار اولیه یا بهینهسازی آغاز شود.
ما باید اقدامات پیشگیرانه انجام دهیم، نه اینکه بر ویرانهها گریه کنیم.
جسارت در حذف افراد و وظایف ناکارآمد، اساساً به معنای سبک کردن بار شرکت است.
تنها زمانی که قایق سبکتر باشد، میتوان سرعت آن را افزایش داد و آن را قادر ساخت تا از چرخه غیرقابل پیشبینی تجارت الکترونیک عبور کند.
کوچکسازی هدف نیست؛ بهینهسازی کارایی تخصیص منابع، آرمان نهایی ماست.
بهرهوری نیروی انسانی، شاهرگ حیاتی شرکتهای تجارت الکترونیک است.
چگونه میتوان کارایی انسان را بهبود بخشید؟ در نهایت، این هنر رها کردن و تمرکز کردن است.
استعدادها چگونه پرورش مییابند؟ آنها به عنوان سربازان نیروهای ویژه از طریق شاخصهای عملکرد پرفشار و پاداشها و تنبیههای مشخص انتخاب میشوند، نه به عنوان گلهای گلخانهای.
چگونه یک تیم چرخههای کسبوکار را هدایت میکند؟ این امر به درک عمیق از منطق اساسی کسبوکار و عدم تحمل رفتارهای ناکارآمد متکی است.
در این دوران عدم قطعیت، کارایی انسان تنها قطعیتی است که میتوانید به آن تکیه کنید.
نتیجه
در رقابت بلندمدت در صنعت تجارت الکترونیک، بهرهوری نیروی انسانی صرفاً موضوع حسابداری هزینه نیست، بلکه بازتاب نهایی چگالی انرژی یک شرکت است.
رهبران استثنایی هرگز از پشتکار تاکتیکی برای پنهان کردن تنبلی استراتژیک استفاده نمیکنند، بلکه جرات میکنند هرج و مرج را هرس کنند و به دنبال تغییر به صورت منظم باشند.
همانطور که ضرب المثل قدیمی میگوید: «ضعیف منتظر فرصتها میماند، در حالی که قویها آنها را خلق میکنند.»
آنچه ما دنبال میکنیم، منطق مدیریتی «حمله کاهش ابعاد» است، که منابع انسانی را به سرمایههای مولد با خروجی با فرکانس بالا تبدیل میکند.
تنها با ایجاد یک حلقه ارزش نتیجهگرا میتوان مانعی شکستناپذیر در کسب و کار در سیل زمان ایجاد کرد.
خلاصه نهایی:
- سادهسازی کسبوکار را در اولویت قرار دهید: با استفاده از تحلیل مالی، میتوانیم پلتفرمها و خطوط تولید با راندمان بالا را شناسایی کنیم و تلاشهای خود را بر پرداختن به میدان اصلی رقابت متمرکز کنیم.
- هسته مدیریت شاخص: این تصور غلط که «اضافه کاری معادل کارایی است» را کنار بگذارید و یک سیستم ارزیابی مبتنی بر دادههای اصلی مانند GMV و نرخ تبدیل ایجاد کنید.
- طرز فکر قطعی برای حد ضرر: مراقب تلههای هزینه فرصت باشید، نقاط توقف ضرر را تعیین کنید و قاطعانه پرسنل و پروژههای کمبازده را بهینهسازی کنید.
بهبود کارایی نیروی انسانی یک فرآیند خود-تکاملی است. همین حالا گزارشهای کسبوکار خود را بررسی کنید تا فرآیندهای زائدی را که باعث تحلیل رفتن نیروی حیاتی شرکت میشوند، شناسایی و حذف کنید.
آیا میخواهید در میان رقابت شدید، در حد متوسط نابود شوید، یا میخواهید از طریق پیشرفت مداوم، از موانع عبور کنید و دوباره متولد شوید؟
همین حالا اقدام کنید و منابع خود را در جایی که بیشترین ارزش را دارند، سرمایهگذاری کنید!
وبلاگ امید چن ویلیانگ ( https://www.chenweiliang.com/ مقاله «چگونه شرکتهای تجارت الکترونیک میتوانند بهرهوری منابع انسانی را بهبود بخشند؟ کلید کاهش هزینه و افزایش سود» که در اینجا به اشتراک گذاشته شده است، ممکن است برای شما مفید باشد.
به اشتراک گذاری لینک این مقاله خوش آمدید:https://www.chenweiliang.com/cwl-33685.html
